تبليغاتX
کمپین یک میلیون امضا در اراک

در جهت اهداف کمپین یک میلیون امضا (تغییرقوانین تبعیض آمیز)

درباره وبلاگ
لوگو ها

پیوندهای روزانه
پیوندها

تغییر برای برابری (آدرس جدید)
 تغییر برای برابری
 زنان ایران
 هستیا اندیش
 زنستان
 میدان زنان
 کانون زنان ایرانی
 تریبون فمینیستی ایران
 فمینیسم فور لایف
 انجمن روانشناسی زنان
 انجمن طرفداران آزادی زنان
 کمیته زنان آسیا
 اکثریت فمینیست
 آزادی بیان فمینیست‌ها
 گفتگوی مستقل زنان
 زندگی زنان تحت قوانین اسلام
 فمنیست ها
 شهرزاد نیوز
 مجله زنان
 خبرگزاری زنان ایران
 پيگيري سانسور زنان
 مرکز اطلاعات و آمار زنان
 معرفی زنان موفق ایران
 انتخاب زنان
 زنان صلح
 شبکه سراسری همکاری زنان ايرانی
 زنان فاتحان فردا
 زنان مریوان
 کارزار زنان
 شبکه زنان کار آفرین
 زنان هشت مارس
 موسسه مطالعات و تحقیقات زنان
 شیر زنان
 جامعه حمایت زنان
 حقوق زنان
 زنان و فناوری اطلاعات
 هواداران حرکت جهانی زنان
 انجمن زنان پژوهشگر تاریخ
 محمع زنان اصلاح طلب
 ما زنان
 جامعه زنان انقلاب اسلامی ایران
 شبکه ارتباطي سازمانهاي غيردولتي زنان
 شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران
 پايگاه جامع زنان ایران
 مدرسه فمينيستي
 

Powered By
BLOGFA.COM

عشق را طلب می کرد

نامه محبوبه کرمی از زندان اوین در باره شبنم ستایش

کانون زنان ایرانی

سه شنبه22 مرداد 1387

کانون زنان ایرانی :هربار که سایه اعدام بر اوین می افتد تلاطمی در دل زندانیان است که گویی خود را در نا امیدی ،فراموش شدگانی نفرین شده می یابند. محبوبه کرمی در هجوم سرمایی که با 29 اعدام هم زمان بر اوین تازیدن گرفت، با صدایی بغض آلود از زنی گفت که از این هجوم یکباره گریخته بود. شبنم پرستش در صبحگاه 6 مرداد، که برای آخرین وداع با خانواده اش به پا ی دار آمد، بخت یارش بود یا شوریختی که این برای بار سوم با توقف حکم روبرو شد.

متن زیر نامه محبوبه کرمی است از زندان اوین در بازگویی حال شبنم ستایش

نزدیک صبح بود هنوز ... انتظار ... سردرگمی ...

نمی دانست برای عجل بجنگد یا زندگی!

هر لحظه و هر دقیقه و ثانیه را با هزاران هزار آرزو و ای کاش و یا خدا .... سپری می کرد. برعکس همیشه که با صدای الله اکبر برای نماز صبح بلند می شد، این بار دلش می خواست کور و کر باشد. شاید دقایقی اعدام به عقب بیفتد. با خودش هزاران فکر داشت و هزاران امید و آرزو!

گاهی به گذشته سیاهش فکر می کرد که چرا به اینجا کشیده شد. گاهی هم به دقایق پایانی که برایش رقم زده اند و چه سخت می گذشت.

به یاد روزهایی افتاد که همیشه عشق را طلب می کرد. از کودکی با این واژه غریب بود. هیچ گاه رنگ آرامش را به خود ندیده بود. به یاد روزهای سخت افتاد که در بیمارستان به خاطر ذهنی آشفته بستری بود. به یاد برادرش که نتوانست چون خودش تاب این همه تبعیض اجتماعی در زندگی را بیاورد و راهی امین آباد شده بود و حال خودش تنها.

فکر می کرد چه تنهاست و کاش عشق با همه عظمتش به سویش فزونی می کرد. با شوهرش آشنا شده بود، ازدواج و باور کرده بود که خدا یکباره تمام عشق گذشته و حال نداشته اش را به او هدیه کرده است و به پرواز درآمده است. ولی غافل که این خوشی دوام نیاورد و در کمال ناباوری فهمید که تکیه گاه خانه عشق اش قبل از ازدواج او ازدواج دیگری هم داشته، و تمام این سال ها فریب ...

خانه امید ویران شده اش را می دید و قلب هزار تکه اش را جاری اشک جاری بود. و هزاران قبر که آرزوهایش را درونش چال می کرد. نه پای رفتن داشت نه خانه امنی که او را پذیرا باشد.

حس اینکه لحظه ای همسرش را با کس دیگری هم باید قسمت کند آزارش می داد. با این که تمام سال ازواجش جز خفت و خواری داشت. کوچکترین سرگرمی شوهرش، کلکسیون قمه بود که همیشه وقت مشاجره، از این که ریز ریزش کند بدنش را می لرزاند. با همه اینها دوستش داشت. و آغوش همسرش را اولین و آخرین پناهگاه امن برای خودش می دانست.

یک لحظه چشمش را بست و همه چیز ویران شد. همه جا غرق خون بود و افسوس و اشک! و حسی که بین عشق و نفرت گیر افتاده بود. و حال منتظر اعدام بود که برای سومین بار لغو شده بود. ولی هر بارش از هزاران بار اعدام برای او تلخ تر بود. و حال باز به انتظار فردا نشسته است. شاید هم یک صبح دیگر ولی با همه اینها باز وجودش سراسر امید و شوق است، برای زندگی و نفس کشیدن.

تمام مدت که برایم از لحظه های تلخ و شیرین روزهایش می گفت به این می اندیشید که اگر برای به دار آویختنش روی صندلی رفت آنقدر سفت و سخت به صندلی بچسبد و فشار بیاورد که از زیر پاهایش صندلی در نرود. و این است باور زندگی.

محبوبه کرمی/ زندان اوین بند نسوان/ مرداد ماه 1387

کانون زنان ایرانی

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
فراخوان «ائتلاف فعالان و گروهای مختلف جنبش زنان» علیه لایحه «حمایت از خانواده»

با پیوستن به ائتلاف مانع تصویب لایحه ضد خانواده شوید

فراخوان «ائتلاف فعالان و گروهای مختلف جنبش زنان» علیه لایحه «حمایت از خانواده»

تغییر برای برابری

يكشنبه20 مرداد 1387

امروز سرنوشت خانواده های ایرانی، وارد مرحله حساس و تعیین کننده ای شده است. مجلس هشتم، تصمیم دارد تا لایحه ای را به نام «لایحه حمایت از خانواده» (که در میان فعالان جنبش زنان به «لایحه ضدخانواده« شهرت یافته) در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند. این لایحه که در شهریورماه سال گذشته (1386) از سوی دولت نهم به مجلس ارائه شد، در 18 تیرماه امسال (1387) به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و هر روز بیم آن می رود که در صحن علنی مجلس به تصویب قطعی برسد.

- در لایحه «ضدخانواده» بر «بی حقوقی» زن ایرانی در قوانین موجود صحه گذاشته شده است و نه تنها به لغو کامل قانون تعدد زوجات و تاکید بر «تک همسری» صحه نگذاشته، بلکه ازدواج مجدد مردان را صرفا به شرط تمکن مالی (و تعهدی بدون ضمانت اجرایی) تشویق می کند.

- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها بر مسئله «بی حقوقی کامل زنان در امر طلاق» تاکید کرده بلکه با طولانی کردن روند طلاق آنان را با دشواری های بیشتری مواجه ساخته است.

- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها ازدواج موقت (صیغه) برای مردان متاهل را منع نکرده، بلکه حتا لزوم ثبت این ازدواج را نیز منتفی دانسته است.

- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها حق بدون قید و شرط زنان برای اشتغال را به رسمیت نشناخته، بلکه بر ای تنها «پشتوانه» (از سر ناگزیری شان) یعنی «مهریه» نیز پیش از دریافت آن، مالیات تعیین کرده است.

- در لایحه «ضدخانواده»، نه تنها هیچ اثری از «حمایت از خانواده» دیده نمی شود، بلکه با تایید قوانین عقب مانده و غیرانسانی، کانون خانواده های امروز را به سمت «تزلزل» و «ناپایداری» هرچه بیشتر سوق می دهد.

- با توجه به موارد بالا، به روشنی می بینیم که در این لایحه، به جای «حمایت» از کیان خانواده، متاسفانه «ضدیت» با زندگی انسانی بین زن و مرد در خانواده ها موج می زند.

مفاد غیرانسانی «لایحه ضدخانواده» مذکور، درحالی از سوی دولت به طرزی «غیرمسئولانه» به مجلس ارائه شده، که ما هر روز شاهد فجایع انسانی ناشی از حضور قوانین نابرابر موجود بر زندگی میلیون ها خانواده ایرانی، افزایش حیرت انگیز جنایت و «خشونت» علیه زنان و کودکان، و روند تصاعدی افزایش انواع آسیب های اجتماعی (از جمله افزایش همسرکشی به واسطه نبود حق طلاق) در این کشور پهناور هستیم. دادگاه های خانواده مملو از پرونده زندگی های به بست رسیده ای است که اگر قوانین نابرابر موجود، تغییر می یافت، به یقین، رو به کاهش می گذاشت.

از این روست که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم.

به این سبب، دست یاری به سوی تمامی هموطنانمان دراز می کنیم، به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از همه هم وطنان از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا داریم با پیوستن به این ائتلاف و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند.

گروه ها و سایت های اولیه ای که به این فراخوان پیوسته اند :

تغییر برای برابری

مدرسه فمینیستی

میدان زنان

کانون زنان ایرانی

کمیسیون بانوان دفتر تحکیم وحدت

مادران صلح

مجمع زنان اصلاح طلب

انجمن روزنامه نگاران زن ایران – رزا

کانون هستیا اندیش

کانون مدافعان حقوق بشر

کمیته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم)

برای پیوستن به این ائتلاف اسامی خود را به این آدرس ایمیل بفرستید

layehe.zedekhanevadeh@gmail.com

اطلاعات بیشتر را در وبلاگ ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه ضد خانواده ببینید

http://www.layehe.blogfa.com

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
صدور حكم حبس در تبعيد برای زينب بايزيدی
يكشنبه20 مرداد 1387

تغییر برای برابری - در حالی كه صبح روز گذشته در مراجعه‌ی خانواده زينب بايزيدی به دادگاه انقلاب شهر مهاباد برای اطلاع از وضعيت پرونده وی به آنان اعلام شده بود كه حكم اين فعال كُرد مبنی بر 4 سال حبس تعزيری صادر شده است، صبح امروز نيز حكم مذكور كه اجرای آن در تبعيد (شهر زنجان) است به زينب بايزيدی در زندان شهر مهاباد ابلاغ شده است.

تمامی اتهامات نسبت داده شده به خانم بايزيدی به جزء همكاری‌ با كمپين يك ميليون امضاء از سوی ايشان رد شده و در نامه‌ای كه پس از دريافت حكم به شعبه‌ی صادر كننده آن نوشته‌اند اعتراض خود را نسبت به غيرواقعی بودن اين اتهامات و نيز نامشخص بودن هويت و مورد شكايت افرادی كه از آن‌ها با عنوان شاكی خصوصی در پرونده نام برده شده ابراز داشته‌اند.

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان روند رسيدگی به پرونده زينب بايزيدی را ظرف يك ماه كه از دستگيری ايشان می‌گذرد پرنقص و صدور حكم 4 سال حبس در تبعيد برای ايشان را كه در دادگاهی بدون حضور وكيل صورت گرفته بسيار سنگين و اتهامات نسبت داده شده به وی را پرابهام می‌داند و خواهان آن است تا امكان يك دادرسی عادلانه و علنی برای اين فعال كُرد فراهم شود.

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
فاطمه راکعی: حتی اگر لازم شد جلوی مجلس تحصن می کنیم
سه شنبه22 مرداد 1387

فاطمه راکعی ، دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش در اعتراض به لایحه خانواده

حتي اگر لازم شد تحصن می کنیم

کانون زنان ایرانی -مهرزاد غنی پور :در حالی که کلیات لایحه جدید خانواده تیرماه امسال در کمیسیون قضایی مجلس به تصویب رسیده و قرار است به زودی در صحن علنی مجلس مطرح شود، گروه ههایی از زنان روز شنبه در دفتر جمعیت زنان مسلمان نواندیش در ایران گردهم آمدند تا مخالفت خود را با این لایحه به ویژه ماده 23 آن که در واقع ترویج چندهمسری است، نشان دهند. راکعی دبیر جمعیت زنان مسلمان نواندیش در این همایش گفت :دولت اين بار با جرياني از زنان كه نيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند مواجه شد. زنا ن كشور ما هرگز اجازة تصويب اين لايحه را نمي‌دهند و حتي اگر لازم باشد جلوي مجلس شوراي اسلامي تحصن خواهيم كرد».

تعدادی از زنان زنان اصولگرا و اصلاح طلب در ابن همایش گفتند:" در صورت مطرح شدن لایحه حمایت از خانواده در صحن علنی مجلس، خواستار دخالت رهبری می شویم. "

فاطمه راکعی دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش در ابتدا درباره این لایحه گفت: «اینکه این لایحه در مجلس هفتم مطرح شده، نتیجه تفکر اقلیتی قدرتمند در دولت است که می خواهند این لایحه را به تصویب برسانند. زمانی که این طرح از قوه قضائیه به دولت رفت در واقع یک آیین دادرسی و بیشتر مربوط به دادگاه های خانواده بود که متاسفانه دولت بدون نظر کارشناسی و براساس سلایق خودش موادی را به این لایحه تحمیل کرد.»

راکعی در ادامه گفت: «قوه قضائیه بارها از دولت خواسته تا ماده 23 را حذف کند اما دولت اصلاً توجه نمی کند.»

فاطمه راكعي همچنین گفت: «معلوم نيست به چه انگيزه‌اي يك عده به نام اسلام مسائلی را دامن مي‌زنند كه هرگز قابل‌اغماض نيست. اين مسائلي كه به‌وجود آمده فقط مسألة زنان نيست بلكه مسألة خانواده است و اگر خانواده از درون متلاشي شود، جامعه از درون مي‌پاشد».

او در ادامه گفت:« قوة قضائيه اين طرح را در قالب يك آيين دادرسي مربوط به دادگاه خانواده به دولت ارائه داد اما دولت بدون نظر كارشناسي مواردي را به آن اضافه كرد. اين در حالي است كه قوة قضاييه بارها از دولت خواسته كه مادة 23 لايحة جديد خانواده را حذف كند و دولت توجهي نمي‌كند.»

راكعي ادامه داد:« اما دولت اين بار با جرياني از زنان كه نيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند مواجه شد. زنا ن كشور ما هرگز اجازة تصويب اين لايحه را نمي‌دهند و حتي اگر لازم باشد جلوي مجلس شوراي اسلامي تحصن خواهيم كرد».

در ادامه جلالی روان شناس و عضو هیات علمی دانشگاه قزوین هم به نقد روان شناختی این لایحه پرداخت: «در دیدگاه سنتی اعتقاد بر این است که مرد نیازهای جنسی بیشتری دارد و فلسفه وجودی زن، ارضای نیازهای جنسی مرد است. این یک نگاه مردسالارانه است به طوری که مرد موجودی مستقل وزن موجودی وابسته در نظر گرفته شده.»

او با اشاره به اینکه «نگاه خانوادگی در لایحه وجود ندارد»، گفت: «در فرهنگ ما عرف همیشه قوی تر از قانون بوده به طوری که هیچ پدری حاضر نیست دخترش را به صیغه موقت فرد دیگری درآورد و هیچ پدر و مادری نیست که دختر خود را به مرد همسردار بدهد.»جلالی معتقد است: «این لایحه در جامعه ایجاد ناامنی می کند و تصویب این لایحه، منجر به سوءاستفاده برخی افراد خواهد شد.»

صدیقه وسمقی عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز در این همایش به موضوع «چندهمسری و اسلام» اشاره کرد و گفت: «مواد لایحه با شئونات زن در فرهنگ ایرانی و اسلامی سازگار نبوده و ما نه تنها به این لایحه معترضیم بلکه خواستار اصلاح قوانین در کشور به سمت ایجاد قوانینی برابر برای مرد و زن هستیم.»

وسمقی در ادامه به آیه قرآن اشاره کرد و گفت: «در قرآن به صراحت گفته شده اکتفا به یک همسر بهتر است برای اینکه ستم نکنید و اینکه این آیه مستقیماً منع نکرده و حرام اعلام نکرده به خاطر این بوده که ادیان هیچ وقت در پدیده های ساخت بشر دخالت نکردند چرا که با گذشت زمان و برطرف شدن جهل انسان مشکلات کم کم برطرف می شد. همانطور که دیگر در جهان با پدیده برده داری مواجه نیستیم.»او معتقد است: «اگر قرآن به صراحت چندهمسری را منسوخ اعلام می کرد شاید خیلی از افراد به دین اسلام اعتقاد نمی یافتند و دیگر اینکه بسیاری بی سروسامان می شدند.»

وسمقی همچنین معتقد است که این لایحه تنها براساس اغراض شخصی تنظیم شده و روی موارد آن بحث کارشناسی انجام نشده است.

معصومه رضایی ، دبیرکل جامعه اسلامی زنان نیز از سخنرانان دیگر این همایش بود. او گفت: «در شرایطی که افزایش آمار طلاق نگران کننده شد آیا باید چنین لایحه ای به مجلس بفرستیم؟ در حالی که دولت براساس قانون اساسی موظف به حفظ و تقویت بنیان خانواده است.»

او با اشاره به اینکه «لطمات ناشی از تصویب این لایحه غیرقابل جبران خواهد بود»، گفت: «حکومت کردن به این آسانی ها نیست که شب بخوابید و صبح که بلند شدید مساله جدیدی مطرح کنید برعکس اداره مملکت باید مدبرانه باشد.»رضایی ادامه داد: «براساس آمار سال 1385 به ازای هرهزار و 14 مرد در سن ازدواج، هزار زن وجود دارد بنابراین جامعه ما نیازمند ترویج چندهمسری نیست.»

نسترن ادیب راد عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی و کارشناس مسائل خانواده نیز به پیامد عملی ازدواج هر مرد با چهار زن اشاره کرد و گفت: «وقتی 40 درصد زنان جامعه را به 10 درصد مردان جامعه اختصاص دهیم ازدواج طبقاتی می شود و 40 درصد مردان جامعه بدون همسر می مانند که این موجبات فساد را فراهم می کند.»

او در ادامه گفت: «در هیچ جا گفته نشده که مرد از لحاظ جنسی قوی تر از زن است پس چرا باید زن را یک چهارم مرد در نظر بگیریم.»

صديقه وسمقي گفت:« در هزار سال تاريخ فقه و در تمام كتب فقهي زن موجودي منفعل تصوير شده كه اگر مرد نباشد زن از گرسنگي مي‌ميرد. اين زن براي بيرون رفتن از خانه بايد از همسرش اجازه بگيرد، مسؤوليتي نسبت به تربيت فرزندان ندارد، شهادتش مورد قبول نيست و اين همان چهره‌اي است كه آقايان فقها براي زن ترسيم كرده‌اند.»

او در ادامه گفت:« اين در حالي است كه فقها برداشت خود را منتسب به اسلام كرده و اين برداشتها را احكام شرع ناميده‌اند. براي مثال فقها محدود بودن حق حضانت زن نسبت به فرزند و در اولويت بودن مرد براي حضانت فرزندان را جزء احكام شرع مي‌دانند.بودن ولايت فرزندان با پدر خانواده و پس از آن با جد پدري و تعيين سن نه سال براي دختر هم ازمواردي است كه فقها آنها را نيز جزء احكام شرع مي‌دانند.»

او در ادامه گفت:« اين قوانين نابرابر كه به‌نام اسلام تمام شده بيش از آنكه اجحاف به زنان و فرزندان و خانواده باشد اجحاف به اسلام است.»

ادیب راد با اشاره به اینکه «21 درصد قتل ها ناشی از همسرکشی است»، گفت: «در خوزستان زن ها چهار درصد بیش از مردها دست به همسرکشی زده اند و تحقیقات نشان داده که در 67 درصد موارد خیانت مرد به زن عامل همسرکشی بوده است.»

اعظم طالقانی سخنران آخر این همایش هم مساله دیگری را مطرح کرد و گفت: «مهم تر از لایحه، بستری است که برای طرح این لایحه به وجود آمده و باید پرسید چگونه بستری به وجود آمده که چنین لایحه ای بتواند عرضه شود؟ چرا 10 سال پیش چنین بحثی مطرح نشده و چرا از دوره هفتم این مباحث اوج گرفته است؟»

طالقانی حرکت دولت در اضافه کردن موادی به لایحه را خلاف قانون دانست و گفت: «دولت باید طرح را به دستگاه مربوطه بازمی گرداند تا سازمان مربوطه تغییرات لازم را اعمال کند نه اینکه دولت خودش دست به تغییرات بزند.» طالقانی ادامه داد: «همیشه و حتی بعد از جنگ آمار زنان کمتر از مردان بوده پس چگونه جامعه ما می تواند نیاز به چندهمسری داشته باشد.»

طالقانی که معتقد است برخی برخوردها و رفتارها بستر طرح این لایحه را فراهم کرده، گفت: «وقتی دختر و پسر جوان را به خاطر کوچک ترین حرکت به منکرات می برید و 48 ساعت او را با قاچاقچی و معتاد و چاقوکش همنشین می کنید و پرده حیا را می درید و بستر جامعه را فاسد می کنید حالا دیگر نمی توانید جلو مشکلات به وجود آمده را بگیرید.»

او از جوان ها خواست تا جامعه را به سمت سلامتی ببرند و در ساختن جامعه ای سالم مشارکت کنند.

اعظم طالقاني در ادامه گفت:« يادم هست كه در زمان جنگ مردان را به خاطر ثواب به ازدواج مجدد تشويق مي‌كردند و زني هم براي رفتن به بهشت به شوهرش اجازة ازدواج مجدد داد اما در زمان عقد زن دوم، زن اول تاب نياورد و در لحظة عقد كارش به بيمارستان كشيد."

او در ادامه ‌گفت:« مملكت تبديل به يك موش آزمايش شده و عده‌اي نادان و جاهل بر آن حكومت مي‌كنند. واي بر آن ملتي كه عده‌اي نادان آن را اداره كنند.»

در پایان این همایش بیانیه ای هم در مخالفت با این لایحه صادر شد

کانون زنانی ایرانی

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
نامه جامعه زینب به مجلس: لایحه حمایت از خانواده خطرناک است
سه شنبه15 مرداد 1387

مهر: دبیر کل جامعه زینب از ارسال نامه ای از جانب تشکل متبوعش به نمایندگان مجلس در خصوص لایحه حمایت از خانواده خبر داد.

مریم بهروزی در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اعلام خطر نسبت به تصویب لایحه حمایت از خانواده در مجلس اظهار داشت : برای جلوگیری از تصویب این لایحه در مجلس جامعه زینب نامه هایی را به نمایندگان مجلس ارائه کرده که شامل نقد این طرح و ارائه پیشنهادات در این ارتباط است.

وی ادامه داد : باید موجی در رابطه با این طرح در افکار عمومی ایجاد شود تا مردم متوجه شوند که در کشور چه می گذرد و جامعه زینب همگام با سایر گروههای زنان برای دفاع از ملت به ارائه نقد و پیشنهاد در ارتباط به لایحه حمایت از خانواده می پردازد .

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
آیت الله صانعی: وضع مالیات بر مهریه حرام است
دو شنبه14 مرداد 1387

آیت الله صانعی: وضع مالیات بر مهریه حرام است

سایت آیت الله صانعی: بسمه تعالي محضر مبارک مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صانعي (مدظله العالي) سلام عليکم؛ احتراماً نظر مبارک را در خصوص استفتاء ذيل مرقوم فرماييد. آيا وضع ماليات بر مهريه و صداق زنان به نظر حضرت عالي جايز است يا غير جايز؟

جمعي از مؤمنين و مقلدين معظم له

جواب:

به نظر اینجانب با توجه به وجوه کثیره ای مانند آیاتی از قرآن وسنت و روایات معصومنی و سیره عملیه که صاحب جواهر در کتاب النکاح از کتاب گرانسنگ جواهرش به آنها برای عدم حد در کثرت و زیادی مهر، استدلال فرموده و اینکه حدش در قلت و کثرت حسب روایات عدیده، تنهاو تنها رضایت زوجین است که تقریبا عناوین آن وجوه به دوازده وجه باز می گردد( و گرنه محتوا و تفضیل آنها حدود بیش از بیست آیه و روایت و درایتو تاریخ می باشد.) اگر وضع مالیات به خاطر جلوگیری از قراردادن مهریه زیاد و نحو سلب اختیاری که شرع مقدس برای زوجین مقرر فرموده باشد، غیر جایز است؛ چرا که خلاف قرآن وستا و وجوه کثیره معتبره و خلاف مشهور بین فقها است بلکه بر آن ادعای اجماع هم شده. و معلوم است که جعل مالیات بر آن به این قصد و جهت، مخالفتی روشن با اختیار الهی و اسلامی زوجین دارد و بریا روشن تر شدن عدم جواز وحرمت با چنین قصدی می توان به نظر فقهی حرمت بیعو فروش انگور و عنب به قصد آنکه مشتری از آن شراب و خمر بسازد توجه و عنایت نمود که مناطر حرمت در آنجا در مورد این بحث هم ظاهرا وجود دادرد و جالب توجه آنکه بنابر آنچه که در تاریخ آمده و صاحب جواهر هم به آن عنایت نموده و معترض آن گردیده، بعضی از افراد مقتدر و صاحب نفوذ در اسلام وقتی تصمیم گرفتند جلوی زیادی در مهر را بگیرند و دستور عدم زیاده و مغالات و بالا رفتن در آن را بدهند، زنی از زنان مسلمان با استناد به آیه 20 سوره نساء که می فرماید:"مردی که می خواهد زنش را طلاق بدهد و زن دیگری بگیرد حق پس گرفتن چیزی از مهر آنها_که فوق العاده زیاد و کثیر است و از آن تعبیر به قنطار شده_ را ندارد، پاسخ او را داد و او هم قبول کرد و در مقابل استدلال آن زن به قرآن تسلیم شد و از تصمیم خود منصرف گردید.

اما اگر وضع مالیات خدای ناخواسته بریا بودجه مملکت و تامین هزینه و اداره آن باشد که باید سخت متاثر و متاسف شد و اجازه ندهیم که اقتصاد اسلامی و حکومت جمهوری اسلامی کارش از نظر بودجه با همه منابع و معادن سرشارش و با قیمت بالا و فوق العاده نفت و داشتن انسان های متفکر و نیرهای انسانی مخلص در همه ابعاد و علوم و فنون، به جایی برسد که نیاز به گرفتن مالیات جزئی و ناچیز از مهر و کابین زنان داشته باشد. و عزت اسلام و مسلمانانو جمهوری اسلامی مورد سرزنش و مذمت و تحقیر قرار بگیرد. و قطعا وضع مالیات بر مهریه به خاطر بودجه نبود و نیست و نخواهد بود که حرمتش به خاطر تضییع آبروی جمهوری اسلاکی و جهات ذکر شده، به نظر اینجانب ثابتو محرز است؛ این بود مختصری از بحث فقهی و شرعی مورد سوال و اما بیان بحث های حقوقی جعل نالیات بر مهریه و غیر آن از مباحث اجتماعی و اقتصاید وسیاسی و تاثیرات اجتماعی آن وظیفه ملیو اسلامی علما و دانشمندان و محقیقن اینگونه علوم و فنون می باشد. امید انکه اندیشمندان از مردان و زنان در حد توان، آن مباحث را بیان داشته و دین خود را به جمهوری اسلتامی و اسلامی که دین عقل و عدل و سهلو سمحه است ادا نمایند.

مشهد المقدس- یوسف صانعی اول شعبان المعظم 1429 13 مرداد 1387

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
موج بزرگ اعتراضات به لایحه حمایت از خانواده در راه است

در نشست مطبوعاتی کانون مدافعان حقوق بشر عنوان شد:

آیدا سعادت/ عکس:راحله عسگری زاده

دو شنبه14 مرداد 1387

نشست مطبوعاتی کانون مدافعان حقوق بشر در اعتراض به تصویب لایحه حمایت از خانواده، با حضور جمع کثیری از فعالان حقوق زنان، اصحاب رسانه های داخلی و خارجی وهمچنین شخصیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، امروز 14 مرداد برگزار شد.

در این نشست شیرن عبادی،سیمین بهبهانی،ابراهیم یزدی،حسن یوسفی اشکوری، عباس عبدی، رخشان بنی اعتماد، احمد زیدآبادی، پروین اردلان، شادی صدر، منصوره شجاعی و ثریا عزیز پناه اعتراض طیف های مختلف اجتماعی و سیاسی را به این لایحه اعلام کردند.

در ابتدا نرگس محمدی، دبیر کمیته زنان کانون مدافعان حقوق بشر با بیان اینکه کانون مدافعان حقوق بشر پیش تر نیز اعتراض خود را به این لایحه اعلام داشته، این لایحه را خلاف حقوق بشر و حقوق انسانی زنان ایرانی عنوان کرد.

وی با قرائت فتوای آیت الله صانعی در مخالفت با ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول و وضع مالیات بر مهریه ،گزارش کوتاهی از روند این لایحه ارائه داد:"لایحه موسوم به حمایت از خانواده در شهریور 86 از طرف قوه قضائیه به دولت ارائه شد و دولت هم پس از جرح و تعدیل افزودن بندهایی که هم اکنون مورد مناقشه است، آن را به مجلس شورای اسلامی فرستاد که در کمیسیون فرهنگی مطرح شد و مسکوت ماند. در روزهای آغاز به کار مجلس هشتم این لایحه وارد دستور کار شد و در کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس بدون هیچ گونه تغییری به تصویب رسید و آماده ارائه در صحن علنی مجلس برای رای گیری از نمایندگان است. "

عبادی: عده ای می خواهند عقاید خود را در قالب قانون به مردم تحمیل کنند

کنفرانس مطبوعاتی کانون مدافعان با سخنان شیرین عبادی آغاز شد. عبادی گت:"این لایحه فقط ناظر به زنان نیست و نباید تصور کرد که چون در این لایحه به زن دوباره و سه باره ستم شده ، این زنان هستند که باید واکنش نشان بدهند، قانون بد جامعه را به سوی انحطاط وفساد اخلاقی می کشد وحساسیت نسبت به قانون نادرست تکلیفی برعهده ی یکایک افراد حامعه است، چه ظاهرا در آن قانون برنده باشند وظالم و چه مظلوم و بازنده. از همین روست که ما از سخنرانان آقایان خصوصا در مناصب سیاسی هم خواهش کردیم که اعلام موضع کنند. چرا که مساله فقط این نیست که زنان نمی خواهند هوو داشته باشند. مساله این است که با چنین قانونی جامعه به کجا خواهد رسید."

رئیس کانون مدافعان حقوق بشر تصویب چنین قانونی را ستم بر افراد شریف جامعه دانسته و افزود: "این قانون فقط بر زن ستم نمی کند ، بلکه به مرد هم می گوید اگر نوکیسه هستی و به هر طریق پولدار شدی می توانی بر هوس های خود جنبه قانونی ببخشی. این توهین به آقایان نیست...؟ این تزلزل در بنیاد خانواده نیست؟ بنا بر این ما فقط از گروه های فعالان زن دعوت نکرده ایم بلکه از مردان فعال سیاسی هم خواستیم که بیایند و این موضوع را بررسی کنند. آیا جامعه باید اینطور باشد که هر مردی که به صرف چند معامله که انجام داد بتواند زن دوم و سوم بگیرد؟"

عبادی با اشاره به ضرورت پرداختن به جنبه های فقهی لایحه و تبعات آن گفت: " وقتی این لایحه در کمیسیون تصویب شد گفتند عین اسلام و شریعت است و کسی حق مخالفت ندارد. ما برای این که بگوییم این سخن نادرست است مساله را از جنبه های فقهی هم بررسی می کنیم که ببینیم آیا واقعا همینطور است و یا این که عده ای می خواهند عقاید خود را در قالب قانون به مردم تحمیل کنند."

وی با تاکید بر اینکه نقد حکومت و به چالش کشیدن آن فقط از طریق چالش و نقد قانون امکان پذیر است، ادامه داد:" حکومت ها با قانون با مردم صحبت می کنند و ایدئولوژی خود را در قالب قانون بیان می کنند و با قانون است که ما می توانیم به کنه ایدئولوژی یک حکومت پی ببریم. قانون اهمیت دارد و نگرش آن در خصوص خانواده رانیز باید مورد نقد قرار دهیم."

عبادی اضافه کرد:"فراموش نکنید در اصل دهم قانون اساسی ما آمده است قوانین باید قداست و استحکام خانواده را تضمین کند. ما در این جلسه بررسی می کنیم ببینیم آیا با چنین قانونی قداست و استحکام خانواده تامین می شود یا خیر؟"

ابراهیم یزدی: جریان گذشته نگری که استطاعت فهم پیچیدگی های جامعه امروز را ندارد قانون می نویسد

ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی در رابطه با توجیهات شرعی تعدد زوجات گفت:"بسیاری از مفسران بر این باورند اگر چه در سوره نساء خدا می گوید به شرط عدالت می توانید همسر دوم اختیار کنید اما در همان سوره می گوید به هیچ وجه نمی توانید عدالت را رعایت کنید و توجه به این آیه یعنی شرط عدالت به معنای رفتار عادلانه مالی نیست.چرا که ممکن است مردی همه امکانات را داشته باشد اما با همسرانش رفتار عادلانه نداشته باشد."

دبیر کل نهضت آزادی با اشاره به این که شرط تمکن مالی بی توجهی و غفلت نسبت به بهداشت ازدواج است ادامه داد:" این بهداشت فقط شامل عوامل مالی نیست بلکه مسائل مهمتری مطرح است که با امکانات مالی قابل تامین نیست و شاید به این دلیل است که شرط موافقت همسر اول در قانون فعلی را می توان عین عدالت دانست. اگر طرفین به چنین عملی رضایت داشتند به یک معنا می توانیم بگوییم چنین عملی عادلانه و منصفانه است. بیرون آوردن این مفهوم از عدالت و قرار دادن آن در چارچوب مالی به کلی با موازین خانواده و بهداشت ازدواج مغایر است."

یزدی گفت: "ما با یک جریانی از ابتدای انقلاب مواجه بوده ایم که در شرایط متلاطم آن دوره به خصوص به دلیل حضور میلیون ها زن ایرانی درانقلاب این جریان نتوانست حرف خودش را بزند . این جریان اگر در همان دوره حرف هایی که امروزنسبت به حقوق زنان می زنند ،از همان روزهای اول صف ها از هم جدا می شد." به اعتقاد یزدی این جریان گذشته نگر است و استطاعت فکری برای فهم پیچیدگی های جامعه امروز را ندارد و با نگاه ساده اندیشانه خود جامعه پیچیده کنونی را با جامعه زمان پیامبر و مدینه النبی مقایسه می کند."

وی با اشاره به لغو برخی از شروط و عدم ثبت ازدواج موقت در لایحه حمایت از خانواده گفت : "باید به این نکته توجه شود که تنها مساله ثبت ازدواج موقت در میان نیست و حذف این شرط از جهت صیانت حقوق فرزندان هم مهم است. زنان ایرانی که با مردان افغانی ازدواج می کنند و صاحب فرزند می شوند چون قانون می گوید قبل از ازدواج باید از وزارت کشور و اتباع بیگانه اجازه بگیرند در غیر این صورت اداره ثبت به فرزندان آنان شناسنامه نمی دهد و به همین دلیل هزاران نفر هستند که در شرایط فعلی وضعیت روشنی ندارند و شناسنامه ای ندارند که فرزند خود را به مدرسه بفرستند. آینده این زنان و فرزندان چه می شود؟ از کانون می خواهم که نسبت به این مساله به موازات حقوق زنان توجه شود . زنان این حق را دارند که زیر بار ازدواج موقت نروند اما فرزندان این گونه ازدواج ها چنین اختیاری ندارند و باید نسبت به این مطلب حساسیت نشان داد."

دکتر یزدی با تاکید بر اهمیت کار توضیحی در پیشبرد اهداف و برنامه های گروه های زنان، ادامه داد:" نمایندگان جنبش زنان باید در دیدارهای حضوری با نمایندگان آنان را به چالش بکشند و داشتن برنامه کار توزیعی در جنبش زنان را پیروزی بزرگی در ادامه این حرکت دانستند.

سیمین بهبهانی: وظیفه ما ایرانیان است که تا حد جان با این قانون مخالفت کنیم

"بیش از صد سال است که زنان ایران زحمت می کشند تا حقوق خود را به دست بیاورند و مجلس هشتم به یکباره تمام این حقوق را بلعید. وظیفه تمام مردان و زنان و کودکان ایرانی که بیش از سایرین از این لایحه صدمه می خورند این است که با این لایحه مخالفت کنند، هر چند که امور حقوقی آن گذشته و نزدیک است به اجرا قبول نکنند و مقاومت کنند"

سیمین بهبهانی با بیان این مطلب به سخنان آیت الله صانعی و آیه صریح قران اشاره کرد که تاکید می کند اگر نتوانید عدالت را اجرا کنید فقط باید یک زن داشته باشید.

وی گفت : " من این کار را یک اقدام ضد شریعت و قانون می دانم . چون احساس عدالت کردن در مورد یک امر روانی، قابل اثبات و تصور نیست و این امر باید به طور کلی تحریم شود." سیمین بهبهنی تاکید کرد:" وظیفه ما ایرانیان است که تا حد جان با این قانون مخالفت کنیم."

یوسفی اشکوری : تصویب این لایحه یک فاجعه است

حسن یوسفی اشکوری سخنران بعدی این مراسم با ذکر خاطره ای از دوران نمایندگی خود در مجلس سخنانش را چنین آغاز کرد: "در زمانی که در مجلس اول بودیم به یک مناسبتی قانونی در ارتباط با خانم ها مطرح شد با این مضمون که خانم های شاغل در ادارات ، برای رسیدگی به امور خانواده و فرزندان بخشی از وقتشان را در خانه بگذرانند یک خانمی از رامسر، حوزه انتخابیه من، نامه این نوشته و گفته بود که در ایام انقلاب بحث مبارزه و به میدان آمدن و شعار دادن و ابراز احساسات و عواطف بود می گفتید شما هم به خیابان بیایید و همدوش مردان اعتراض کنید و تظاهرات کنید. آن زمان مرد و زن کنار هم بودند حالا که موقع تقسیم بهره های انقلاب است در مجلس قوانینی تصویب می کنید که به طور مرتب برای زنان محدودیت ایجاد می کند."

اشکوری در ادامه به صدور بیانیه از سوی فعالان ملی مذهبی در خصوص این لایحه اشاره کرد که طی آن از این قانون به عنوان فاجعه یاد شده است . او تاکید کرد : " اگر همه به لوازم جانبی چنین قانونی بیندیشند سرانجام به فاجعه خواهیم رسید. یعنی نه تنها دستاورد صد سال مبارزات مساوات طلبانه جامعه بر باد می رود حتا دیدگاه سنتی مذهبی که آقایان از آن صحبت می کنند هم ویران خواهد شد. "

اشکوری مقدمه قانون اساسی را یادآور شد که از خانواده به عنوان اصلی بنیادین یاد می کند و افزود:" در مقدمه قانون اساسی ما از خانواده به عنوان اصل بنیادین جامعه یاد شد این قانون در نهایت به فروپاشی خانواده می انجامد از این جهت جا دارد که نام لایحه ی فروپاشی خانواده یا لایحه ضد خانواده را بر این لایحه بگذاریم."

وی در ادامه بحث عدالت در ازدواج مجدد را از منظر فقهی مورد بررسی قرار داد:"این عدالت به هر معنایی که گرفته شود یک مساله ی مفهومی و مصداقی و زمانی و مکانی است. این بحث به عنوان آرمان مطلق فرازمانی و تابع شرایط زمان و مکان است بنا براین از نظر تاریخی با توجه به واقعیت ها در شرایطی داشتن دو همسر می تواند عادلانه باشد و در شرایط دیگر ظالمانه . اگر به این بحث به گونه ای ارزشی پرداخته شود آنچه که من به عنوان یک مسلمان از اسلام می فهمم اصل و جهت گیری اسلام بر تک همسری است. چنانچه دکتر شریعتی در کتاب اسلام شناسی.. در سال 46 گفت وجدان عصر ما تعدد زوجات را توهین بزرگی به زنان و مردان می داند و از طرف دیگر باعث زوال خانواده می شود . "

یوسفی اشکوری مالیات بر مهریه را از شاهکارهای لایحه عنوان کردو افزود:" ظاهرا قصدشان خیر بوده و خواسته اند جلوی مهریه های نامتعارف را بگیرند، اما مهریه سنگین علل متعددی دارد و با قانون نمی شود آن را اصلاح کرد. معیار نامتعارف بودن هم مشخص نیست که بخواهند از آن مالیات بگیرند."

به اعتقاد این نواندیش دینی. تصویب این لایحه یک فاجعه است که دودش هم به چشم زنان می رود، هم به چشم مردان."

رخشان بنی اعتماد :زیر پوست شهر چه می گذرد؟

"در زیر پوست شهر نهاد خانواده بی دفاع و شانه خم کرده زیر فشارهای اجتماعی سعی در حفظ خود از فروپاشی دارد. در زیر پوست شهر خانواده ... مسئولیت هایی است که ضعف سیستم اجتماعی وظایف طبیعی خود را بر گرده ی او سوار کرده است. در زیر پوست شهر به جای آن که با حمایت ها اجتماعی سعی در تعدیل بحران ها ی خانواده شود با مشروعیت بخشیدن به موقعیت های بحران زا نهاد خانواده در معرض از هم پاشیدگی بیشتر قرار می گیرد. نقض مفاد لایحه حمایت از خانواده محدود به بحث حقوق زنان نیست و زمانی که این لایحه عنوان حمایت از خانواده را بر خود دارد نقض حقوق هر یک از ارکان این نهاد به معنای نادیده گرفتن حقوق همه افراد است.

به راستی چند درصد از مردان ایرانی نه به عنوان همسر بلکه به عنوان پدر به مفاد این لایحه رای مثبت می دهند؟ چند درصد از پدران شرایط قید شده در این لایحه را به نفع دختران خود می دانند؟ آقایان نماینده مجلس به هنگام اعلام رای حتما فراموش نخواهند کرد که دیگر روزی پاسخگوی دختران خود و دختران تاریخ خواهند بود. "

رخشان بنی اعتماد، کارگردان سینما نیز با بیان این سخنان مخالفت خود را با لایحه حمایت از خانواده اعلام کرد.

شادی صدر:این لایحه دهن کجی به تمام مبارزات زنان است

در ادامه این نشست شادی صدر، فعال حقوق زنان به بررسی چرایی مخالفت با این لایحه و سایر اقدامات ضد زن در سالهای اخیر پرداخت.

وی با تاکید بر اینکه مخالفت با لایحه به ماده 23 که تعدد زوجات را تسهیل می کند یا ماده 25 در مورد مهریه و یا ماده ای که ثبت ازدواج موقت را محدود نمی شود، گفت:"ممکن است نمایندگان مجلس بگویند این مواد را تعدیل می کنند و این همه اعتراض برای چیست چرا موج بزرگی از اعتراض نه تنها در زنان فعال که در میان زنان مذهبی فعال در جنبش زنان ومردان و احزاب و گروه های سیاسی در حال راه افتادن است؟"

صدر این لایحه را ضمیمه یک نظام حقوقی مردسالار دانست که در بسیاری از قوانین از جمله قانون مدنی خودش را نشان می دهد و در آن مرد رئیس خانواده است و این مقام را به دلیل مرد بودن به دست آورده است .بنابراین طبیعی است که در چنین نظامی حق چند همسری به رسمیت شناخته شود و زن حق طلاق نداشته باشد و موظف به تمکین باشد و تصمیم گیری های مهم خانواده از جمله تعداد فرزندان بر عهده ی مرد باشد ولایت فرزندان حق غیر قابل تفویض مردان باشد و همه موارد دیگری که به تفسیر می دانیم."

وی ادامه داد:" در واقع اعتراض به لایحه ، اعتراض به بازتولید مردسالاری در نظام حقوقی حاکم برخانواده است. بنابر این اعتراض ما تنها به حذف این مواد نیست چرا که ممکن است به آسانی با حذف این مواد موافقت کنند اما آنچه ما می خواهیم تبدیل خانواده مردسالار در قوانین به خانواده برابر است. "

این وکیل دادگستری، دلیل دیگر اعتراض به تصویب این لایحه را بی اعتنا ماندن تصویب کنندگان و نویسندگان این لایحه به خواست اجتماعی زنان و نادیده گرفتن همه مطالباتی دانست که از صد سال پیش تا به حالا مطرح شده و در واقع تصویب این لایحه دهن کجی است به تمام این مبارزات. به این دلیل است که زنان تا این حد به لایحه خشمگین هستند .چرا که این لایحه واپسگرایی نسبت به همین وضعیت موجود است که مورد قبول هیچ کدام از ما نیست. "

وی لایحه حمایت خانواده را جزئی از "پروژه نوبنیاد گرایی" عنوان کرد و گفت:"نو بنیاد گرایان زندگی زنان را هدف گرفته اند و این لایحه تنها یک تیر در ترکش آنهاست . تیرهای دیگری هم هست لایحه مجازات اسلامی که همچنان تمامی روابط خارج از ازدواج را جرم دانسته و برای آن مجازات سنگین مثل سنگسار وضع می کند. همچنان برای دفاع مشروع زنان شرایطی غیر قابل اثبات گذاشته است . همچنان اعدام زیر 18 سال باقی است . تیر دیگر نظام سهمیه بندی جنسیتی است که زنان را از حق تحصیل محروم می کند و برخانه نشین کردن آنان صحه می گذارد. تیرهای دیگری که شلیک شده اند و ما برخی را می بینیم طرح گسترش فرهنگ عفاف که به صورت خزنده و بطئی دارد در تمام زوایای زندگی ما رسوخ می کند و مانمی بینیمش و آخرین تیر بنیادگرایان زنانه مردانه کردن نظام اموزشی است. بنا بر این اگر ما به لایحه اعتراض می کنیم باید این کلیت پروژه ی نوبنیاد گرایی را ببینیم وگرنه این اعتراض ما محدود خواهد شد به یک یا دو ماده که در نهایت تغییرش خواهند داد و تعدیل ش می کنند اما از زوایای دیگر زندگی ما زنان را تحت تاثیر قرار می دهند. "

شادی صدر با اشاره به اینکه هدف این پروژه کنترل ذهن و جسم زنان است، از فعالان جنبش زنان خواست که به این پروژه هوشیار باشد و آن را ببیند و به همه مظاهر این پروژه از جمله لایحه حمایت از خانواده واکنش نشان دهد.

منصوره شجاعی : خاموشی جایز نیست

منصوره شجاعی از دیگر فعالان زن حاضر در این نشست بود.وی گفت : "امروز که بیش از صد سال از آغاز مدرنیته در ایران می گذرد باید به تلخی و درد یادآور شویم که پاسخ تلاش زنان در همراهی با مردان برای ایجاد استقلال و مدنیت کشورشان این است که هنوز چون کنیز و برده و سفیه فرض شوند. امروز قانونگذاران ما سرنوشت خانواده ی ایرانی را با لایحه ای به ظاهر به نام حمایت از خانواده و در واقع با هدف فروپاشی خانواده و هتک حرمت به زنان رقم می زنند و نمی دانند که نه امروز ، نه دیروز و نه هیچ روز دیگری زنان خاموش نمی مانند ونیز نمی دانند که هر گام عناد ورزانه علیه زنان موجب پیوندهای مستحکم تر و مستدل تر میان یکایک اعضای جنبش حقوقی و برابری خواهانه ما در برابر تبعیض ها ونابرابری ها خواهد شد. "

شجاعی افزود: " چند همسری هر چند در میان بخشی از قشار سنتی، طوایف و زندگی های ایلی و اقتداری به وضع یا نقض این قانون وابسته نیست اما افعال اعتراض آمیز زنان خواه در جسارت پیوستن به کمپین یک میلیون امضا و خواه در خودسوزی ها و خودکشی های نمادین فریاد بلند نه به این سنت تحمیل شده است. امروز مجلس هشتم قصد آن دارد که این سنت قبیله ای و منسوخ در جامعه مدنی را در قالب راه حلی اقتصادی و اخلاقی به جامعه ای حقنه کند که خود به عمل و به تجربه راه های نوین را شناخته است. ماده 23 این لایحه به مردانی که توانایی و تمکن مالی آنها تنها دلیل قانع کننده برای اختیار کردن چندین همسر است قدرتی مضاعف را تثبیت کرده است.

وی نقد هایی که به این لایحه از دیدگاه حقوقی فرهنگی جامعه شناختی و روانشناختی از سوی طیف های مختلف فعالان حقوق زنان مطرح شده است را در خشت و آینه دیدن مسائلی عنوان کرد که در اثر تصویب این لایحه بر بنیان های اجتماعی اخلاقی اقتصادی وفرهنگی این کشور هوار خواهد شد. وی سخنان خود را با این جمله به پایان برد که امروز و در برابر این لایحه؛ نه تنها زنان ایران بلکه مردان ایرانی را هم خاموشی جایز نیست.

پروين اردلان: نمی گذاریم تاریخ تکرار شود

پروین اردلان، فعال حقوق زنان از دیگر سخنرانان این نشست مطبوعاتی بود. به گفته اردلان نزدیک به نیم قرن است که بحث حقوق خانواده درجامعه ما مطرح است. حقوقی که بخش مهمی از آن را حقوقدانانی چون مهرانگیز منوچهریان پیش بردند که در سال 1346 و سپس در سال 1353 به تصویب قا نونی به نام حمایت از خانواده منجر شد و برخی از نابرابری های حقوقی در میان اعضای خانواده اعم از زن و مرد را کاهش داد.

برنده جایزه ائلاف پالمه با اظهار تاسف از اینکه با لغو این قانون در انقلاب اسلامی همه این کوشش ها بر باد رفت، گفت:" اکنون نه تنها از لایحه حمایت خانواده سال 1346 عقب مانده ایم بلکه بار دیگر دولت ها برای سهم سازی در تاریخ و به نام حمایت از خانواده تیشه به ریشه ی آن می زنند. "

وی با اشاره به برخی استدلال ها مبنی بر اینکه قانون مترقی آن روز با عرف زنانه اش ناهمزمان بود، افزود:" اکنون باید از عرف قانون مداران و دولت مردان و دولت زنان سخن گفت که ناهمزمان با فرهنگ زنان جامعه، بی توجه به رشد آگاهی روز افزون زنان و مردان در جامعه و نابینا به وضعیت روزمره دادگاه های خانواده - که نه تنها زنان بلکه مردان را هم به گرداب نظم پدرسالارانه می کشاند، راه خود گرفته و می رود. "

اردلان ادامه داد:"به نام حمایت از خانواده قانونی طرح می شود تا حق انتخاب را بیش از پیش از زن بگیرد ؛ تا تمام اختیارات زن را و فرزند را در اختیار مرد قرار دهد؛ تا سرکوب را در زندگی اجتماعی تداوم بخشد و تداوم این اقدامات را در طرح سهمیه بندی جنسیتی و محدودیت ورود زنان به دانشگاه ها، طرح امنیت اجتماعی، امنیت اخلاقی و سایر طرح های دولت ساخته دیده ایم که چطور کنترل زنان در هر حوزه ای را نشانه گرفته اند. "

وی گفت:"اگر در قانون فعلی مرد صاحب اختیار است، در حوزه ای وسیع تر دولت است که قیم مابی را تداوم می بخشد. به واقع لایحه حمایت از خانواده تشدید سلطه و کنترل حکومتی بر زنان و خانواده ها است، زنانی که اکنون با حضورشان در جامعه، دموکراسی و حق خواهی و عدم تحمل الگوهای مردسالارانه را نهادینه کرده اند. متاسفانه عرف حاکمیت ما از عرف جامعه ای که بر آن حکم می راند عقب مانده است. اکنون حتا با استفاده ابزاری از قرآن و دین نیز نمی توان فرودستی زنان در قانون را تشدید کرد. سیاستی که منافع مردان را به دلیل چند همسری بسیاری از زمامداران و نمایندگان دولتش و به دلیل متمکن بودن آنان به نام اجرای عدالت جامه ی قانون می پوشاند، جز گسترش و تصویب ریا در قانون و به نام قانون تصویر دیگری از خود ارائه نمی دهد. "

به گفته این فعال حقوق زنان هم اکنون به یمن فعالیت های گسترده مدافعان حقوق زنان مانند کمپین یک میلیون امضا به مدد گسترش مباحث انتقادی در حوزه دین، قانون و دموکراسی، مطالبات حقوقی زنان به بخشی از گفتمان عمومی جامعه تبدیل شده است.

او با اشاره به اینکه به یمن همین گفتمان بود که قوانین تبعیض آمیز در وعده های نمایندگان مجلس هشتم گنجانده شد، گفت:" اما می بینیم که در برابر این حق طلبی و برابری خواهی زنان، لوایحی چون لایحه حمایت از خانواده مطرح می شوند تا این خواسته ها را تحت الشعاع قرار داده و تبعیض را در خانواده تثبیت کنند. "

وی اظهار داشت:"تصویب این لایحه از تبعیض در قوانین موجود نمی کاهد جز آن که گفتمان حقوقی زنان را به گفتماني حکومتی از خواسته های زنان بدل کند و به همت برابري زنان ومردان حق طلب و برابري طلب نمي گذاريم تاريخ تكرارشود."

عباس عبدی : مهریه نسیه است و تمام حقوق مرد نقد

"کسی که می خواهد چنین قانونی را تصویب کند اول باید دید که چنین چیزی را برای دختر مادر و خواهر خود می پسندد که به آن جنبه ی قانونی می دهد؟" عباس عبدی با ذکر این نکته سخنان خود را آغاز کرد و از شکاف های موجود در حقوق مدون برخی از حوزه ها با خواست عمومی و کارکردهای اجتماعی آن گفت.

وی اظهار داشت:" در حوزه حقوق خانواده بر خلاف آنچه که گفته می شود ریشه ی این شکاف نه مذهب بلکه سنت است. سنت نظام مردسالاری."

به اعتقاد عبدی جامعه ما به دلیل در حال گذار بودن از یک الگوی ثابت برخوردار نیست و نمی تواند از یک الگوی ثابت تبعیت کند. در ازدواج هم می توان از الگوهای متعدد تبعیت کرد. زنان در قالب الگوی دیگر می توانند در ازای دریافت نکردن مهریه از سایر حقوق برابر در زندگی مشترک برخوردار باشند.

این فعال سیاسی تصویب لایحه حمایت از خانواده را بازگشت نظام مردسالار و سنتی عنوان کرد و گفت:"در گذشته مهریه زن نقد بود اما در شرایط فعلی مهریه نسیه است اما تمام حقوق مرد نقد است. "

احمد زید آبادی:تصویب چندهمسری، نتیجه کج فهمی آدم های بی تجربه است

کسانی که این لایحه را مطرح کرده اند آدمهای بی تجربه و ناآگاه نسبت به دانش اجتماعی هستند و طرح این لایحه نتیجه کج فهمی محض است که اگر تصویب شود تبعاتش منفی خواهد بود.

احمد زید آبادی با طرح این مسئله در نشست مطبوعاتی کانون مدافعان حقوق بشر، گفت:" اگر ما همان تفسیرها ی کاملا سنتی تاریخی را بپذیریم چند همسری در این تفاسیر هم واجب یا مستحب نیست و حد اکثر امری مباح است . اما طرح این موضوع به عنوان امری شرعی که الزامات قانونی را هم در پی خواهد داشت محل بحث است و نشان می دهد که یک نوع کج فهمی برای دریافت این امر شرعی وجود دارد."

وی چندهمسری را با برده داری مقایسه کرد و افزود:" در قران به عنوان نمونه شیوه هایی برای نسخ برده داری هم وجود دارد اما نمی توانید آیه ای را در مدح برده داری پیدا کنید. بنا بر این بعضی از آقایان بر این اعتقادند که اگر شرایط ایجاب کند می شود برده هم داشت چون منع شرعی ندارد مطرح کردن تعدد زوجات در قرن بیست ویک مثل این است که این تعدد زوجات در این دوران مثل این است که بگویند می شود تعدادی برده هم داشت چون منع شرعی ندارد اما چون طرح این مساله افتضاح به بار می آورد و در واقع تاکید براین است که می توان انسانی را فروخت از گفتنش پرهیز می کنند. وگرنه پیامد منطقی روی این برداشت از شریعت می تواند برده داری را هم مجاز کند."

وی ادامه داد:"نوعی نگاه خوشبینانه هم می توان داشت که طرح این موضوع ناشی از برخورد با یک معضل عینی در جامعه ممکن است باشد. در سالهای اخیر یک قشر نو کیسه در ایران پا گرفته و صاحب قدرت شده است که ظاهرا در استفاده از تمتعات دنیوی حرص دارد . این قشر ممکن است خواستگاه مذهبی هم داشته باشند اما حالا که به نان و نوایی رسیدند در متن جامعه مرتب به دنبال صیغه هم می روند به طوری که این موضوع در محافل داخلی آقایان بعنوان یک مشکل هم مطرح است.

زن صیغه ای طبق این قانون و یا طبق شریعت هیچ حق و حقوق ندارد برای این که به خیال خودشان جلوی این صیغه های بی رویه را بگیرند و برای زن حقوقی قائل شوند راه چند همسری را باز گذاشته اند که راه صیغه کنترل شود. شاید قصد این بوده که برای بخشی از زنان که در حالت صیغه از همه حقوق محروم هستند نوعی از حقوق را تامین کنند. "

زید ابادی چند همسری را یک ناهنجاری برشمرد که تبعات به رسمیت شناختن ان در قالب قانون بسیار بیشتر از وجود یک ناهنجاری به رسمیت نشناخته شده در جامعه است. وی اضافه کرد:" این لایحه هم علیه مردان و هم علیه زنان و بچه هایی است که از همسران مختلف یک مرد به دنیا می آیند ."

ثریا عزیز پناه:این لایحه آواری است بر سر کودکان

ثریا عزیز پناه، دیبیر انجمن دفاع از حقوق کودکان نیز این لایحه را از منظر نگاه به حقوق کودکان بررسی کرد.

عزیز پناه گفت:"مهمترین پیامد این لایحه در زندگی کودکان نمود پیدا می کند و تجربه 15 سال کار انجمن حمایت از حقوق کودکان نشان می دهد که این لایحه آواری است بر سر کودکان که در شرایط فعلی دهها مشکل دارند و اگر قانون این اجازه را برای اختیار چند همسر به مردان بدهد آوار مجددی است بر زندگی کودکانی که در شرایط فعلی که از تبعیض در خانواده در رنج هستند."

وی توجه فعالان زن را به صدماتی که این لایحه بر زندگی کودکان وارد می کند جلب کرد و افزود:" سرنوشت کودکان را در بطن اعتراضات قرار دهید و فراموش نکنید که کودکان با مشکلات غیر قابل تحمل و گوناگون در خانواده مواجه هستند ."

در انتهای این نشست بیانیه کانون مدافعان حقوق بشر در اعتراض به لایحه حمایت از خانواده قرائت شد. کانون مدافعان حقوق بشر ضمن اعلام مخالفت با لایحه پیشنهادی ، از ریاست محترم مجلس آقای لاریجانی و سایر اعضای محترم هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی درخواست می نماید که لایحه پیشنهادی را از نوبت رسیدگی خارج کرده و آن را جهت اصلاح ، به هیأت محترم دولت اعاده فرمایند و در صورتی که چنین تقاضائی مورد قبول قرار نگیرد ، به نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی خصوصا" فراکسیون اقلیت ، هشدار میدهیم که به هر شیوه قانونی ممکن ، مانع از تصویب لایحه مذکور شوند .

در این نشست علاوه بر خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی، فعالان طیف های مختلف جنبش زنان و خبرنگاران وب سایت های زنان نیز حضور داشتند.

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
شاهدی از اوین / محبوبه کرمی
شنبه5 مرداد 1387

تغییر برای برابری : بیش از یک ماه است که در زندان اوین محبوس شده ام. مدت کوتاهی است از طریق تلفن با دوستانم می توانم تماس بگیرم و گاهی هم از زندانیان دیگر خبری بگیرم. روزی در اوین قدم می زدم که خبر تاسف انگیزی به گوشم رسید. شنیدم کلیات لایحه حمایت از خانواده، تصویب شده است. برایم باور کردنش سخت بود. باز صدای بی عدالتی، باز اعلام بی هویتی، بار باورهایی که می خواهند کورکورانه باورشان کنیم تا به مقاصد پلیدشان در لباس قانون برسند رخ نشان می دهند. با دوستانم تماس گرفتم و آنها هم خبر را تایید کردند... زن، واژه ای آشنا، چشیدهء ظلم و استبداد دورانها و تصویری که کم رنگش می کنند تا از یاد ببریم حماسهء اش را اینجاست کنار دیگر آشنایان و شاهد قضاوت های ناعادلانه و کشنده... مگر ما چه می خواهیم جز برابری حقوق زن و مرد، سرپرستی برای مادر هم، برابری در ارث و شهادت و انسانیت؟

بیایید جلوی تصویب این لایحه را گرفته و نگذاریم بیش از این زنان جامعه مان تحت ظلم قرار گیرند، دختران سرزمین آفتاب، روا نیست عشق مان را به تاراج هوس های دولتمردان بیاندازیم...

تساوی حقوق زن و مرد لازمه دموکراسی است و این عادلانه نیست که دخترانی که با هزاران امید و آرزو، پا در عرصهء زندگی می گذارند، تا شریک لحظه های با هم بودن با شریک زندگی شان باشند، اسیر هوس های سوداگران عشق شوند که در لباس قانون به عشق و تقدسی که خدا در قرآن نیز مقدور کرده، بی حرمتی کنند و باعث به هم خوردن کانون هزاران خانواده شوند.

اینجا من شاهدم، شاهد نتیجه تبعیض های قانونی، شاهد عینی نتیجه قانون چندهمسری، از هووکشی تا شوهرکشی و اکنون خودکشی روزمره. شاهد نتایج بی حقوقی در طلاق و ازدواج، شاهد زنانی که از کودکی شوهرداده شدند و اکنون به خاطر عصیانشان در اینجایند...

باید سروده همبستگی را تکرار کنیم و باور داشته باشیم هر آنچه را که می خواهیم و تساوی، این واژه زیبا را در فرهنگ مان حک کنیم شاید که باز پیوند رهایی را دریابیم. از هزاران مکر و نیرنگی که کمر به شکستن احساس زنان بسته اند حذر کنیم و بدانیم که اگر دستانمان در هم فشرده شوند، می توانیم غرورمان را باور کنیم.

محبوبه کرمی/3/5/87

زندان اوین

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
اين معادله انگار هيچ مجهولي ندارد

نقد و بررسی لایحه حمایت از خانوده

روزنامه اعتماد / فخرالسادات محتشمی پور

جمعه11 مرداد 1387

تبعيض جنسيتي قرار است اعمال شود. قوه قضائيه پس از سال ها انباشت مطالبات حقوقي زنان و در نهايت پرسشگري عريان و صريح جامعه زنان و مجموعه فشارهاي داخلي و بين المللي سرانجام به اين نتيجه رسيده که قانون خانواده که بيش از 50 سال پيش نوشته شده بايد بازنگري شود و قانوني متناسب با اقتضائات روز تدوين شود. با اين منطق، لايحه حمايت از خانواده تنظيم و براي تقديم شدن به مجلس در اختيار دولت قرار مي گيرد، دولت اما در اقدامي نامتعارف به جاي حفظ امانت، در لايحه مزبور دست مي برد و ماده و تبصره هايي اعجاب آور به آن اضافه مي کند. پس از آنکه لايحه در اختيار مجلس قرار مي گيرد، آگاه سازي جامعه توسط برخي نمايندگان واقعي ملت انجام مي شود؛نمايندگاني که قرار است در عوض استفاده از بودجه بيت المال، چشم و گوش مردم باشند براي نظارت بر عملکرد دولت و نماينده آنان باشند براي تصويب قوانين به روز که حلال مشکلات جامعه باشد. رسانه ها به کمک مي آيند و فعالان حقوق زنان دست به کار مي شوند و پژوهشگران، حقوقدانان، کارشناسان و متخصصان در مراکز علمي، پژوهشي، فرهنگي و موسسات غيردولتي همه و همه سعي مي کنند لايحه را از جوانب مختلف فرهنگي، اجتماعي، حقوقي، انسان شناسي و... مورد بررسي قرار دهند و مجلس هفتم را متوجه خطرات ناشي از تصويب اين لايحه بکنند و در اواخر عمر مجلس قبلي پس از تصويب لايحه در دو کميسيون، مسکوت مي ماند. گويي نمايندگاني که همچنان قصد تکيه زدن بر کرسي هاي مجلس در دوره بعدي را هم داشتند، فهميدند که صلاح شان در تصويب اين لايحه واکنش برانگيز نيست. اينک مجلس نهم که چندي است کار خود را آغاز کرده در مقابل چشمان منتظر مردم براي نشان دادن عزم خود براي بهبود وضعيت جامعه نابسامان از جهت آسيب هاي اجتماعي ناگهان اولويتش مي شود تصويب لايحه يي که با دستکاري هاي دولت، کج و معوج شده و لطمات و صدمات ناشي از تصويب آن که به طور طبيعي قوانين قبلي را نيز منسوخ مي کند، شرايط اضطرار و عسر و حرج را در صورت اعمال آن و استناد مردان شهوتران، تنوع طلب و تمتع جو به آن، براي بخشي از زنان و نيز فرزندان آنها فراهم خواهد کرد. رئيس محترم کميسيون قضايي در مصاحبه يي که روزنامه سرمايه با ايشان کرده فرموده اند که ماده 23 بهترين ماده اين لايحه است و گويي تصويب کليت اين لايحه به خاطر اهميت و شأنيت و مصدريت اين ماده است که برخلاف فتواي بعضي مراجع بزرگوار که ازدواج مجدد مرد را بدون اذن همسر اول حرام شرعي دانسته اند، صرف تمکن مالي مرد را بهانه يي براي دادگاه دانسته اند که مجوز اين عمل نامتعارف در جامعه امروز ايران را صادر کند به شرط عدالتي که از ابتداي امر معلوم است که محقق نخواهد شد. از هر زاويه يي که اين بحث مورد بررسي قرار گيرد، عيوب متعدد آن عيان است. از اين رو هيچ گونه مجهولي براي روانشناسان و جامعه شناسان خانواده و حقوقدانان و محققان و پژوهشگران در ساحت علوم و نيز فعالان حوزه زنان در نفي آن وجود ندارد.

همچنين به نظر مي رسد براي کساني که اين ماده موهنه و مسائلي چون بستن ماليات بر مهريه و ازدواج موقت را طراحي کرده و به لايحه افزوده اند نيز هيچ مجهولي وجود نداشته و ندارد. قرار است جنس برتر از کليه امتيازات برخوردار شود. البته اينجا رعايت عدل هم نشده و تنها متمولين و متمکنين رخصت بهره مندي از اين مزيت را دارند و شايد کساني که پيش از اين در خفا مرتکب عمل نامتعارف چندهمسري شده و ديگر تاب پنهان داشتن آن را ندارند، قرار است پس از تصويب قانون سينه سپر کنند و با اجراي احکام آن امتيازات معنوي هم علاوه بر امتيازات مادي کسب کنند.

روزنامه اعتماد

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
آنت هنمن، صدای بخشی از زنان خاموش خاورمیانه

در حمایت از جنبش زنان ایران

دویچه وله / مریم افشنگ

جمعه11 مرداد 1387

آنت هنمن یک کارگردان هلندی مقیم ایتالیاست که مسائل و مشکلات زنان خاورمیانه از دغدغه‌های اصلی اوست. او همچنین در حمایت از جنبش زنان ایران شروع به جمع آوری امضا از شهروندان و چهره‌های سرشناس سیاسی ایتالیا کرده است.

اخیرا "تئاتر رپرتاژ" (تئاتر گزارشی) آنت هنمن (Annet Hennman ) که روایتی از زندگی زنان خاورمیانه است، درجشنواره قدیمی تئاتر ولترای ایتالیا به نمایش درآمد.

آنت یک کارگردان هلندی مقیم ایتالیاست که از ده سال پیش تا کنون روی داستان‌های مردمان خاموش کار می‌کند. کار او به صورت تئاتر رپرتاژ است.

آنت هنمن سالهاست که قصه تلخ پناهندگان کشورهای مختلف را به صحنه می‌برد و داستان کسانی را روایت می‌کند که تریبون و مجالی برای سخن گفتن ندارند.

فعالیت‌های گوناگون

آنت در کنار کار تئاتر فعالیت‌های دیگری نیز دارد. مرکز زنانی که نام فارسی "روزنو" را به یدک می‌کشد، ارگانی است که برای پیگیری مشکلات زنان خاورمیانه به‌وجود آورده است.

آنت در حرکتی نمادین و در حمایت از "کمپین یک میلیون امضا" در ایران به جمع آوری امضا برای این کمپین پرداخته است. او تا کنون موفق شده، امضای بسیاری از شخصیت‌های سیاسی، از جمله ریکاردو ننچینی، فرماندار ایالت توسکانی ایتالیا، بسیاری از اعضای شورای شهر فلورانس و همچنین تعدادی از برگزارکنندگان جشنواره تئاتر ولترا را جمع‌آوری کند.

اهمیت ایران و زنان ایران از کجا برای آنت شروع شده است؟

کارگردان ایتالیایی در پاسخ این سوال می‌گوید:

«همه چیز از زمانی شروع شد که تصمیم گرفتم قصه انسان‌های خاموش را روایت کنم.

این ماجرا ابتدا ازمردم کردستان، از جمله کردهای ایران شروع شد. به همین دلیل خواستم بروم ایران. از آن زمان کم و بیش ماجراها را دنبال می‌کردم، که چه اتفاقاتی رخ می‌دهد. می شود گفت تا آن زمان چیزی درباره ایران نخوانده بودم اما از آن به بعد اتفاقات را دنبال می کردم. دوستانی پیدا کردم که شاید همدیگر را در طول سال یک بار می دیدیم ولی گاهی با من تماس می‌گرفتند و می گفتند: آنت این اتفاق افتاده، می‌توانی مونولوگی درست کنی!»

آنت از شباهت‌های مشکلات فعلی زنان ایران و مشکلات زنان اروپا در ۵۰ سال گذشته می‌گوید و معتقد است زنان ایران باید متوجه باشند که ریشه‌های مذهبی، فرهنگی، اقتصادی و حتی جنگ بین ایران و عراق ، همگی موانعی برای رشد و توسعه آنها هستند که اروپا آنها را ۵۰ سال پیش پشت سر گذاشته‌ است. او شرایط فعالان جنبش زنان در ایران را بسیار دشوار توصیف می‌کند و می‌گوید: «مایلم دنیای آنان را تجربه کنم».

نمایشی برای معصومه شفیعی

آنت سال گذشته، زمانی که اکبر گنجی نویسنده و روزنامه نگار ایرانی برای دریافت شهروندی افتخاری فلورانس به ایتالیا سفرکرد، تئاتری را برای معصومه شفیعی، همسر گنجی، به صحنه برد.او در این باره می گوید: «وقتی گنجی را اینجا دعوت کردند من شروع کردم راجع به او تحقیق‌کردن و مطلب‌خواندن و با همسرش مصاحبه کردم و سعی کردم بفهمم چقدر او رنج برده است و چطور با او بازی کردند زمانی که او و دخترانش می خواستند به ملاقات گنجی در زندان بروند. با او تا مدت‌ها زندگی کردم، برای اینکه زمانی که تئاتر گزارشی درست می کنم، نمی‌خواهم یک مساله سطحی و پیش پا افتاده را روایت کنم. می‌خواهم بفهمم و بدانم چه قصه‌ای را روایت می‌کنم.»

عاشق ایران

آنت صدای بسیاری از زنانی است که هر روز در بسیاری از کشورها مورد خشونت خانگی و اجتماعی قرار می گیرند. او صدای دخترکانی است که در آفریقا ختنه می شوند، صدای زنان پاکستان که قربانی اسیدپاشی شوند و دختران کرد و افغان که خودسوزی می‌کنند.

قصه دختری به نام شیرین در زندان اوین، داستان تلخ زنی به نام فردوس در مصر، آوارگی‌های زنان جنگ‌زده دارفور و سودان تا عراق و افغانستان همه و همه سوژه‌های تئاترهای آنت هستند و او در کارهایش صدای ناشنیده آنان می‌شود. در این میان زنان ایران برایش ویژگی‌های خاص خود را دارند و در اکثر تئاترهایش قصه‌ای از آنان را روایت می‌کند. او در این باره می‌گوید:

«من در همه کارهایم با زنان زیادی از جمله زنان کرد ایران، عراق و ترکیه ملاقات داشته‌ام. اما به نظر من ایران چیز خاصی است، حتی در قلب من. زبان بسیار زیبایی دارد. (...) فرهنگی غنی دارد. نمی دانم چرا، ولی خیلی به من نزدیک است. وقتی آنجا بودم عاشق‌اش شدم. عاشق تهران، شهری که فقر و ثروت توامان در آن وجود دارد. به تئاتر رفتم و دیدم که با همه مشکلات، تئاتر می‌سازند آن هم از نوع آمریکایی. نمی‌توانند همدیگر را لمس کنند ولی با فاصله از هم، آن را نشان می دهند

سفر به عراق

در ماه اوت سال گذشته آنت به کرکوک رفت و از نزدیک با وضعیت زنان عراقی آشنا شد. او این باره می‌گوید: «آنجا میان زنان زندگی کردم، زنان آشپزخانه، زنانی که خدمت می‌کردند، زنانی که از چشم مردانشان ارزشی نداشتند. ارزششان در کارهایی بود که انجام می‌دادند، برای چیزهایی که آنها احتیاج داشتند. این برای من تجربه‌ای هم زشت و هم زیبا بود. این اولین بار نبود که با زنان خاورمیانه برخورد داشتم، قبلا هم با زنان پناهنده روبرو شده بودم. همیشه با من صحبت می‌کردند، اول از مشکلات پناهندگی و سپس کسانی که از خاورمیانه آمده بودند، از مشکلات مذهبی و از نحوه برخورد با زنان و خیلی چیزهایی که در زمان جنگ اتفاق افتاده بود. به عنوان مثال خشونتی که نمی‌توانستند درباره آن با هیچ کس صحبت کنند چرا که تنبیه خواهند شد و مورد خشونت بیشتری قرار خواهند گرفت.»

آنت تحقیق و مطاله درباره فرهنگ خاورمیانه را از اصول اولیه کارهای خود بر می‌شمرد و معتقد است با مطالعه بیشتر در این زمینه از پله‌های این فرهنگ بالا می‌رود. او می‌گوید: «در حقیقت مانند یک هنرپیشه، دوست دارم مدل حرف زدن و یا فکر کردن دیگران را بدزدم و حس می کنم از فرهنگ دیگران غنی می‌شوم .»

دویچه وله

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
با گذشت ۵۰ روز از بازداشت محبوبه کرمی، هنوز تصمیمی برای کاهش وثیقه یا تبدیل به کفالت گرفته نشده است

پوربابایی، وکیل محبوبه کرمی با اعلام این مطلب به تغییر برای برابری گفت:” دوشنبه هفته گذشته مجددا برای پیگیری پرونده موکلم به دادگاه انقلاب رفتم و بازپرس پرونده با بیان اینکه هنوز تصمیمی برای این پرونده نگرفته ایم، گفت در حال بررسی وضعیت این پرونده هستیم.”

 وکیل محبوبه کرمی افزود:”فردا، ۱۲ مرداد نیز برای پیگیری پرونده خانم کرمی به دادگاه انقلاب می روم و امیدوارم نتیجه ای حاصل شود.”

 وی با انتقاد از اینکه هنوز اجازه پذیرش وکالت به او نداده اند، گفت:” در صورتی که این روند ادامه پیدا کند، به اتفاق خانم عبادی که وکالت این پرونده را پذیرفته اند، در نامه ای به رئیس دادگستری تهران، به روند دستگیری موکلم، عدم پذیرش وکیل در پرونده، ممانعت از دیدار متهم با وکیلش و سایر ایرادات موجود در این پرونده اعتراض خواهیم کرد.”

 به گفته پوربابایی، محبوبه کرمی در شرایط جسمانی مناسبی به سر نمی برد و در تماسی که روز گذشته از زندان داشته از مراجعه اش به بهداری زندان خبر داده است.

 محبوبه کرمی ۲۴ خرداد ماه، ‌در اتوبوسی که به سمت میدان ونک (محل تجمع گروهی از مردم) حرکت می کرد به همراه دیگر مسافران بازداشت شد و اکنون در بند زنان زندان اوین به سر می برد. تلاش ها برای آزادی وی تاکنون بی نتیجه مانده است.

 تغییر برای برابری

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
فیلترینگ مجددا سایت های مدرسه فمینیستی و تغییر برای برابری

با گذشت یک ماه از آخرین فیلترینگ سایت مدرسه فمیستی؛ این سایت مجددا فیلتر شد. سایت مدرسه فمینیستی برای چهارمین بار است که در طول حیات شش ماهه خود فیلتر می شود. همزمان با فیلتر شدن سایت مدرسه، سایت تغییر برای برابری نیز برای دوازدهمین بار فیلتر شد.

 یک ماه پیش در سوم تیر ۸۶ این دو سایت به همراه سایت ها و وبلاگ های کمپین در شهرهای آمل، کرج، زابل، و همدان و همچنین سایت فعالان حقوق بشر در ایران نیز فیلتر شده بودند.

 پیشتر از آن نیز در خرداد ماه در یک اقدام بی سابقه سیزده سایت و وبلاگ کمپین یک میلیون امضا در سراسر کشور همزمان فیلتر شده بودند.

مدرسه فمینیستی

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
از حذف ایدئولوژیک تا حذف جنسیتی؛ گفت و گو با پروین اردلان

چرا در این سالها تعداد ورودیهای دختر به دانشگاه بیش از پسران است؟

 در جامعه ما بعد از انقلاب زنان از عرصه های مختلف عمومی و حتی آموزشی حذف شدند و جز دانشگاه فضای دیگری برای حضور نبود. حتی فضای ارتباط گیری هم فضای آزادانه ای نبود.زمانی که  امکان کار و ارتباط گیری وجود نداشت زنان وارد دانشگاه شدند تا هم ارتباطشان را با محیط بیشتر کنند و هم موقعیت خود را بهبود بخشند . پس حذف شدن های مداوم از برخی حوزه ها زنان را به حوزه های آموزشی کشاند . چرا که وقتی زنان به خاطر جنسیت خود کنار گذاشته میشوند به تبع آن مقاومت می کنند و سعی می کنند نشان دهند که در صورت داشتن فرصت برابر ما هم می توانیم در موقعیت بهتری قرار گیریم . به عبارتی یک جور مقاومت آهسته و خزنده ای بود از طرف زنان که ما را با درصد زیاد دختران دانشجو رو به رو کرد. از طرفی ما با یک نگاه غیر متعارف به این مسئله مواجهیم.همه می پرسند چرا تعداد دختران بیش از پسران شده؟ اما کسی نمی پرسد که چرا سالهای سال با تاسیس دانشگاه ها ورود پسران بیشتر بود؟ ولی حالا که درصد دختران دانشجو بیشتر است همه ابراز نگرانی میکنند درحالیکه می توانست این امر خیلی طبیعی جلوه کند که در دوره ای هم جمعیت دختران دانشجو غالب باشد و امر غیر متعارفی تلقی نشود. حتی گاه ممکن است ما هم در تعاریف و نوع نگاه خود دچار این مشکل شویم که در حقیقت این ساختار است که تاثیرش را بر ما گذاشته است . این ساختار است که سعی دارد نشان دهد که اتفاق غیر عادی ای در جریان است و باید برای این امر مثلا غیر متعارف کاری کرد. حال دولت یک برنامه ریزی میکند,نظام آموزشی یک تصمیم می گیرد و…

 پس به عقیده شما بالا رفتن تعداد دختران تحصیلکرده نسبت به پسران هیچگونه آسیبی را در جامعه باعث نمی شود؟

 نه! وقتی زنان وارد بازار کار و مخصوصا حوزه های مدیریتی و تخصصی می شوند ساختارهای کلیشه ای و جنسیتی را به هم می ریزند و این امر از منظر زنانه بسیار خوب و مثبت است اما از منظر تفکر مردسالار نه! چون به اشتباه گمان می کنند زنان با رشد و پیشرفتشان جایگاه مردان را تصاحب کرده و آنان را به حاشیه میرانند در صورتی که اینطور نیست و راه درازی باقیست تا ما به شرایط برابر با مردان برسیم.

 دلایلی که برای اجرای این طرح عنوان شده از این قرار است:از بین رفتن قداست جنسیتی,هدر رفتن بیت المال وبه خطر افتادن بنیان خانواده. نظر شما راجع به این دلایل چیست؟

 هرگاه حضور زنان بخواهد عینی شود همیشه به عنوان یک معضل و مشکل به آن نگریسته میشود مثلا همیشه می گویند زنان نباید به خیابان بیایند چون خیابان جای مردان است, زنان نباید اعتراض کنند چون اعتراض کار زنان نیست, زنان نباید کار بیرون داشته باشند چون کار بیرون کار مردانه است و سعی شده که همه این سیاست ها را به حوزه های خصوصی و خانه ها نیز بکشانند؛ مثلا در حوزه خصوصی زن را مدیر خانه و وزیر داخل فرض می کنند و یکسری قدرتهای مجازی به زن می دهند که در اصل وجود ندارد . در واقع این نگاه دوآلیستی است که چنین دلایلی را عنوان کرده و همه چیز را به دو قسمت تقسیم میکند مثلا همین قضیه کار مردانه و کار زنانه. حال حضور گسترده زنان در عرصه های آموزشی این نگاه را با چالش رو به رو کرده است یعنی ما زنان تحصیلکرده ای داریم که می خواهند بیرون کار کنند و به تبع آن بر ساختار مردسالار فشار می آورند. به عبارتی یک تفکر سنتی و مرد سالار از پیش وجود داشته و عده ای سعی می کنند این تفکر را از طریق اعمال محدود سازی جنسیتی نظیر سهمیه بندی مدام بازتولید کنند اما آگاهی زنان اتفاقی است که افتاده و راهی است که زنان آغاز کرده اند و به این راحتی قابل بازگشت نیست. پس مجبور به طرح توجیهاتی از قبیل توجیهات توسعه ای می شوند نظیر اینکه زنان برای کار احتیاج به اجازه همسر دارند، پس سرکار نمی روند و بیت المال هدر می رود . پس به جای اینکه مشکل اشتغال را حل کنند زنان را حذف می کنند ، به جای اینکه فرهنگ را تغییر دهند زنان را حذف می کنند و به جای اینکه تبعیض را بر زنان کم کنند تبعیض را بر کسی روا می دارند که خود از قبل مورد تبعیض قرار گرفته است.در ضمن به عقیده من تحصیل زنان نه تنها مانع روند توسعه نمی شود بلکه روی این روند تاثیر مثبت دارد چون جامعه را دموکراتیزه می کند.

 طرح سهمیه بندی قبل از تصویب اجرا شد به نظر شما اهمیت این طرح را در چه میبینند که تا این اندازه در اجرای آن تعجیل شده است؟

 در ابتدا شدت اعتراض نسبت به این طرح بسیار بالا بود که باعث عقب انداختن این طرح شد اما در کنکور سال گذشته قبل از تصویب اجرا شد زیرا دیدند نمی توانند با این گفتمان جلو بروند و بگویند که نمی خواهیم تعداد زنان تحصیلکرده از مردان بیشتر باشد پس رو به یکسری توجیهات منطقی و علمی آوردند و سعی کردند این گفتمان را به تفکر غالب جامعه بدل کنند. به عقیده من جنبش دانشجویی و جنبش زنان در این فاصله تعللی کردند که جایز نبود . اما حال خوشبختانه جنبش زنان گفتمانی را جا انداخته که مردان هم از حقوق زنان دفاع می کنند و نسبت به این طرح اعتراض دارند.

 یکی از نمایندگان مجلس مدافع  سهمیه بندی، این طرح را از مصادیق انقلاب فرهنگی دوم عنوان کرده اند. نظر شما در این باره چیست؟

 کاملا درست است. در انقلاب فرهنگی اول هم زنان از عرصه های آموزشی حذف شدند به دلیل مسئله حجاب  و یا مسائل سیاسی. انقلاب ۵۷ یک انقلاب سیاسی بود ولی انقلاب بزرگتری بود در حوزه زنان ؛ چون زنان را با مسئله حجاب روبه رو کرد و حضور آزادانه زنان را در عرصه های عمومی دچار مشکل کرد. حذف اول یک حذف ایدئولوژیک بود ولی در حال حاضر ما با حذف بزرگتری مواجه هستیم که همان حذف جنسیتی است. من با این شبیه بودن این طرح به انقلاب فرهنگی موافقم منتها ایشان به عنوان یک طرح با ارزش از این مسئله یاد میکنند اما من که تجربه انقلاب فرهنگی را داشتم معتقدم که صد در صد با شکست مواجه شد و به خصوص در عرصه آموزشی عقبگرد عظیمی بود به همین دلیل انقلاب فرهنگی دوم هم همین روند را طی خواهد کرد وقتی که سیاست ها همان سیاست هاست . بار اول به بهانه ای زنان را حذف کردند و بار دوم به بهانه ای دیگر.

 با اجرای طرح سهمیه بندی چه تبعاتی در انتظار جامعه خواهد بود؟

 این یک حقیقت است که دلیل کاهش ورود پسران به عرصه های آموزشی، ورود دختران نیست. دلیلش نبودن یک رابطه سالم بین تحصیل و اشتغال است و این ناشی از مشکلات اقتصادی جامعه است که اجازه میدهد در مدت کمتر و بدون تخصص به پول بیشتری رسید . وقتی افرادی با توان علمی پایین تر را وارد دانشگاه کنیم دانشگاه از لحاظ علمی افت پیدا می کند.

 اگر جلوی تحصیل زنان گرفته شود سطح فرهنگ و آگاهی جامعه به شدت کاهش می یابد. از طرفی زنان تنها عرصه حضور را از دست میدهند که این خود لطمه کوچکی نیست . علاوه بر آن اینکه همه مشکلات را به گردن زنان می اندازند یک نوع نا آگاهی اجتماعی و شاید هم یک حرکت آگاهانه و غیر مسئولانه است برای حذف زنان.

 برای جلوگیری از اجرای این طرح چه در قالب یک کنشگر اجتماعی و چه در قالب روشنفکر چه اقدامی می توان انجام داد؟

 نقد مداوم و به چالش کشیدن تفکرات مردسالار و اعتراضات پی در پی به خصوص از جانب دانشگاهیان فشار را بر سیستم آموزشی بیشتر میکند. و ابدا نباید کوتاه آمد چون باز هم یک اشتباه تاریخی صورت میگیرد و سهمیه بندی تبدیل به هنجار می شود و این هنجار در نسلهای آینده تداوم می یابد.

 مهندسی جنسی بنیاد گرایانه؛ گفت و گو با محبوبه عباسقلی زاده

 به نظر شما علت فزونی دختران نسبت به پسران در دانشگاهها چه بود؟

 دلایل زیادی برای این مساله وجود دارد ، مهم ترین آن از یک طرف بحث جمعیتی است و از طرف دیگر تغییر الگوها و نقش های جنسیتی و علت دیگر آن مهاجرت است. همه این افرادی که وارد دانشگاه شده اند از بعد از انقلاب وارد آموزش شده اند. بعد از انقلاب بدنه سنتی مورد تشویق قرار گرفت که وارد مشارکت سیاسی، دولتی و اجتماعی شود و علاوه بر آن این بدنه سنتی توانست به دولت و مسئولین حکومتی اعتماد پیدا کند، بنابر این اجازه دادند بچه هایشان که در شهرستان ها بودند به مدرسه بروند و درس بخوانند زیرا فکر کردند که این مدارس ، مدارس مذهبی است و دیگر دخترانشان و ناموسشان می توانند به مدرسه بروند.  همین طور که جلو برویم به خاطر تغییرات طبقاتی، مسائل جمعیتی، بحث های توسعه و اشتغال، به لحاظ جنسیتی تعداد دانش آموزان زن بالا رفت. این ها همه باعث می شود مردم از روستاها به شهر و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ مهاجرت کنند، این سطح زندگی مردم را عوض می کند، سلیقه هایشان را عوض می کند، همین باعث می شود لازم شود دخترانشان وارد دانشگاه شوند، از آن طرف هم امکانات دانشگاه ها بیشتر می شود، دانشگاه آزاد به عنوان این که برای همه امکان فراهم شود ایجاد می شود. از طرفی هم زن تحصیل کرده مورد تشویق قرار می گرفت. در مجموع همه این ها نقش دیگری را برای زن تعریف کرد که دیگر نمی خواهد در الگوهای سنتی زندگی کند ، می خواهد مدرن باشد و با الگوهای مدرن زندگی کند ، نمی خواهد فقط با اجازه پدرش ازدواج کند یا درس بخواند، وقتی هم که درس خواند چیزهای بیشتری می داند و مهم تر این که جوان های تحصیل کرده ، چه دختر و چه پسر به عنوان نیروهای مرجع در خانواده مطرح شدند و مورد مشاوره خانواده قرار گرفتند. تمام این نقش های جنسیتی عوض شد. برای این که دختران فکر می کنند اگر دانشگاه بروند امکان استقلال اقتصادی دارند و می توانند شغل مورد نظر خود را پیدا کنند. حال اگر بگوییم تمام شرایط قبلی مثل مهاجرت و تغییرات طبقاتی برای دختر و پسر مشترک بوده، نظر من این است که خروجی آن به دلیل تغییر نقش ها و الگوهای جنسیتی برای دختران بیشتر بوده است. نقش پسران چندان تغییر نمی کند، از قبل هم بیرون می رفتند و هر کاری می خواستند می کردند. نقش دختران عوض می شود، به طبع آن مطالباتشان بالا می رود، وارد دانشگاه شده و این سیکل ادامه می یابد، یعنی تغییر نقش ها روی تحصیل و تحصیل روی تغییر نقش ها تاثیر متقابل دارند. این نظر من است، حالا بعضی ها می گویند چون فرصت های شغلی بعد از دانشگاه برای پسران کمتر بوده، استقبال نکرده اند، می خواسته اند زودتر پول در بیاورند، انتظارات اجتماعی از پسران بیشتر بوده، باید خانه را اداره می کردند یا سرگرمی های دیگری داشتند، این ها تا حدی درست است، آن جا که به استقلال دختران بر می گردد. یعنی مفهوم دانشگاه یا تحصیل در تغییر الگوهای جنسیتی فی نفسه یک مفهوم رهایی بخش هم برای دختران ما داشته است، از این طریق می توانستند از خانواده ها مستقل شوند، طرز تفکر مستقل داشته باشند و حتی در ساعت هایی که می خواهند وارد اجتماع شوند امنیت داشتند و دیگر خانواده نمی آمد بگوید کجا می روی و فضاهای عمومی هم موثر بودند. یعنی دختران به دانشگاه به عنوان یک فضای عمومی جایگزین هم نگاه می کردند. در مورد پسران این جاذبه ها وجود نداشته، یعنی دانشگاه الزاما برای آن ها مفهوم رهایی بخش ندارد، بیشتر به مفهوم یک فرصت است که بعد از آن وارد بازار کار شوی و  طبیعی است که پسران چون با این هدف به دانشگاه نگاه می کردند، این را هم می سنجیدند که آیا دانشگاه به دردشان می خورد یا نه. این معنی اش این است که کارکرد و مفهوم دانشگاه برای دختر و پسر تفاوت داشته است.

 افزایش تعداد دختران در آموزش عالی چه تاثیری در جامعه دارد؟

 با افزایش دختران در دانشگاه ها تعداد نیروهای متخصص که زن هستند نسبت به پسران افزایش می یابد ، مگر اینکه این موضوع کنترل شود که این همان اتفاقی است که افتاده و کنترلی که روی آن می شود یک عمل واپسگرایانه است و کنترل معقولی نیست. این که تعداد متخصصان زن زیاد شده معنی اش هنوز این نیست که تعداد مدیران زن بیشتر می شود، بدنه خدماتی و کارشناسی دست زنان می افتد ولی بدنه مدیریتی و سیاست گذاری دست مردها است. اما جالب آن که به خصوص در یک سال اخیر در خیلی جاها مثل صاایران، بانک پارسیان یا حتی در محیط زیست برای استخدام نیروهای جدید حتی در بخش خدمات یا کارشناسی از مردان استفاده شده است.

 بحث من این است که نیروهایی که تخصص دارند عملا بعد از این وارد بازار کار نمی شوند و افرادی در بازار هستند که از افرادی که کنار گذاشته شده اند ، تخصص کمتری دارند.

 این یک موضوع دیگر است . قبلا هم این طوری بوده که آن نیروهای متخصص باید زیر دست مردها کار می کردند و این موضوع دارد با این هم افزایی می شود این که اگر ما یک مهندس کامپیوتر داریم که ۱۰ سال سابقه کار دارد با یک کسی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده و فقط اسمی از آی تی شنیده ولی مثلا پسرخاله مدیر فلان جا است، آن پسرخاله رئیس همان مردی می شود که ۱۰ سال سابقه کار  دارد. این مشکلی هست که همیشه در سیستم مدیریتی ما وجود داشته و مدیران ما هیچ وقت آدم های متخصص نبوده اند. علاوه بر این خروجی های دانشگاه با فرصت های شغلی نامتناسب است، مثلا فرض کنیم در هر سال ۱۰۰ نفر در رشته پزشکی فارغ التحصیل می شوند، از این ۱۰۰ نفر حتی با نسبت ۶۰ دختر به ۴۰ پسر هم که در نظر بگیریم، بازار کار آنقدر محدود است که تنها ۲۰ نفر از این ۱۰۰ نفر وارد بازار کار می شوند و حتی اگر همه این افرادی که وارد کار می شوند مرد باشند باز ۲۰ درصد مردها بیرون می مانند و این به معنی این نیست که تخصص کمتر می شود .

 یعنی همان چیزی است که الان داریم و ربطی به این که تعداد متخصصان دختر زیاد شود ندارد؟

 بله . چرخ اقتصاد ما که با نیروی انسانی متخصص نمی چرخد ، با نفت می چرخد . نیروی متخصص در بدنه دولت چه ۲۰ هزار نفر باشد و چه ۱۰۰ هزار نفر، دولت درآمدش از این ها نیست، از کشاورزی و صنعت نیست که بخواهد آنها را تقویت کند یا آن ها روی بازار کار تاثیر بگذارند. در آمدش از نفت است و تا زمانی که این طور باشد بحران نیروی انسانی داریم. بازار کار ما محدود است و نیروهای متخصص به کار نمی آیند و ربطی به این که تعداد دختران و پسران چقدر باشد ندارد. این که حال همان تعداد محدود شغل های موجود را هم به مردان بدهیم به این بهانه که زنان بازار کار را از مردان نگیرند، همه مبارزه کردن با معلول است . علت اصلی همان اقتصاد نفتی است.

 پس در مورد دلایلی که برخی نماینده های مجلس مطرح می کنند نظرتان چیست؟

 ببینید وقتی که عقل من و شما که اقتصاد دان نیست به این نتیجه می رسد که الگوهای اشتغال فراتر از محدود کردن دخترها و پسرها است و اینکه سالها است در سازمان برنامه بحث سهمیه بندی جنسیتی و این قبیل مسائل مطرح است، و به این بن بست می رسند که در نهایت حتی مادر تحصیل کرده هم از مادر بی سواد بهتر است و سنتی ترین بخش های سازمان برنامه هم به کمک همین استدلال با این طرح مخالفت می کنند بنابراین من ممکن است بتوانم عوام فریبانه برای جذب بدنه خوش باور و بی تحلیل یا پسرهای جوانی که دنبال کار هستند از این حرفها بزنم اما در اصل موضوع از جای دیگری آب می خورد و این یک برنامه ریزی اقتصادی دور اندیشانه نیست. در کدام برنامه ها مشی دولت جلوتر از چهار سال را می بیند که بخواهد از الان نقشه بکشد که دخترها کمتر بروند دانشگاه که ۱۰ سال دیگر بازار اشتغال تک قطبی نشود و مردها که نان آور خانواده هستند بی کار نشوند؟! دلایلشان چیست؟

 افزایش سن ازدواج، از بین رفتن قداست جنسیتی، آمار طلاق، هدر رفتن بیت المال و ..

 این ها به خانواده برمی گردد. منظور من این است که کسانی که به سهمیه بندی جنسیتی با دیدگاه اقتصادی و توسعه ای نگاه می کنند اشتباه می کنند. اصلاً چنین نگاهی اشتباه است. زیرا این قبیل طرح ها کاملاً برای پیاده کردن الگوهای جنسیتی بنیادگرایانه برپا می شود. از آن جا که در شرایط گذار اجتماعی سنت به مدرنیزم زن ها به دلیل تحمل محرومیت های بیشتر در آن دوره از این تغییرات بیشتر استقبال می کنند، برنامه ریزان حوزه های جنسیتی که مشغول کار روی اخلاق جنسی و عفاف هستند درصدد پیدا کردن راهی برای کنترل زنان به عنوان نیروهای پیشرو و مدرن اجتماعی هستند، و سهمیه بندی جنسیتی هم جزء همین الگوهای بازدارنده است. سن ازدواج دختر با رفتن به دانشگاه بالا می رود، می خواهد مرد مورد نظرش را با معیارهای خودش انتخاب کند و این زمان می برد و دوره جوانی طولانی تر می شود و معاشرت های دوران جوانی پیش می آید از آن طرف نقش اش بعد از ازدواج تغییر می کند و به اندازه مادرش در خانه کار نمی کند، به اندازه مادرش بچه دار نمی شود و چون دستش در جیبش است به اندازه مرد در خانه تصمصیم می گیرد. حال اگر فردی با این مسایل مخالف باشد و از نظرش باید این معاشرت ها طور دیگری باشد، وارد حوزه شخصی آنها می شود و می گوید من این طول دوره جوانی را باید کمتر کنم برای اینکه می دانم این دوره طولانی دختران را وارد تجربیاتی می کند که ممکن است با الگوها و اخلاق جنسی که من به آن فکر می کنم مغایرت داشته باشد. اما آیا دولت در چنین موقعیتی است؟ آیا حکومت اجازه ورود به فضاهای شخصی افراد را دارد و می تواند به جای آنها تصمیم بگیرد که  حتی خلق و خوی جنسی آنها باید چگونه باشد؟ آیا اگر ما با برنامه ریزی هایی که با معیارهای ما به عنوان یک انسان بنیاد گرا درست در می آید بیاییم و بگوییم که ما می خواهیم جامعه و اخلاق جنسی را درست بکنیم و سهمیه بندی جنسیتی را به عنوان یکی از مصداقهای کنترل اخلاق جنسی اجرا کنیم درست است؟ و برای این که زنها دوره جوانی شان کوتاهتر شود و زودتر مادر شوند، کمتر دانشگاه بروند و مادری نقشی است که ما فکر می کنیم باید زن ها داشته باشند، آیا حکومت چنین اختیاری دارد؟ بنابر این داستان سهمیه بندی جنسیتی را نباید به عنوان یک سیاست مجرد در حوزه آموزش نگاه کنیم. این یک سیکل به هم پیوسته به قول خود برنامه ریزان، مهندسی جنسی یا سیستماتیک کردن الگوهای جنسیتی متناسب با تفکرات بنیاد گرایانه موجود در دستگاههای برنامه ریزی خاص زنان در دولت احمدی نژاد است. به طور به هم پیوسته هم می توانید ببینید که سهمیه بندی جنسیتی همزمان با اجرای طرح امنیت اجتماعی و محدود کردن اشتغال زنان و طرح حمایت از خانواده که نقشهای  سنتی زن در آن تقویت می شود و لایحه مجازات که به مجلس می رود، است. وقتی این ها را با هم نگاه می کنیم، می بینیم در تمام این ها یک خط دنبال می شود. زن فقط مادر باشد، دوره جوانی نداشته باشد، حق زندگی فردی و خصوصی نداشته باشد و می گویند باید در چه سنی ازدواج کند، چه طوری ازدواج کند، چقدر درس بخواند، چه کاری داشته باشد، چند تا بچه داشته باشد، در چه جور خانه ای زندگی کند، با چه جور مردی زندگی کند، حتی چه جوری رابطه جنسی با مرد داشته باشد یا چه جور لباسی بپوشد و همه اینها را در برنامه های مختلف پیاده کرده اند. قسمت آموزشش در سهمیه بندی جنسیتی است، قسمت قانونی در لایحه حمایت از خانواده است، اگر زن قبول نکند در لایحه مجازات جوابش را می دهند و سرکوب اجتماعی اش در دست نیروهای امنیت اجتماعی است و این ها همه اش یک برنامه با الگوهای از پیش تعیین شده است که به صورت سیستماتیک جلو می رود.

 چه اصراری است که این طرح بدون تصویب در مجلس اجرا شود؟

 این یک سنت است. در واقع اول این برنامه ها را بخصوص در مواجهه با مخالفت های اجتماعی عرفی کرده و بعد تبدیل به قانون می کنند. اول رویه است و بعد تبدیل به قانون می شود. بدین صورت که از چند سال پیش به صورت محدود در چند رشته پزشکی این کار را کرده اند و آرام آرام رشد می کند و با اسامی مختلف طوری برنامه ریزی می شود که حتی در نهایت در ید سازمان سنجش قرار می گیرد و از محدوده دولت هم خارج می شود. ببینید این بعد از اجرا عرفی می شود و بدنه اجتماعی آن را می پذیرد، چون این مساله شوخی نیست. این همه متقاضی کنکور دختر وجود دارد که به سختی درس می خوانند، و وقتی یکی کنکور دارد کل خانواده او با نگرانی در تعیین سرنوشتش دخیل هستند و این یک نفر نیست که کنکور می دهد. کمترین تاثیرش این است که کسی در خانه با صدای بلند حرف نمی زند و کسی تلویزیون را روشن نمی کند و مسائل به هزینه های سنگین و … می کشد. این یک پدیده است. بچه های کنکوری یک مرحله از دوره درسی نیستند. یک پدیده اجتماعی هستند. من وقتی با یک پدیده اجتماعی مواجه هستم نمی توانم با قانون با آنها مقابله کنم چون نمی توانم با آنها وارد مقابله شوم. اگر بیایم و بگویم دختر با رتبه پانصد و پسر با رتبه هزار و پانصد وجود دارند و احتمال قبول شدن این پسر از آن دختر در یک رشته بیشتر است این کلاً همه خانواده ها را به هم می ریزد و مقاومت و نارضایتی در خانواده ایجاد می کند و طبیعی است که این را به صورت قانون شفاف نمی کنند. مهمترین استراتژی در برنامه های سیستماتیک که اصولاً دست جناح بنیاد گرا است و طراحی می شود غیر علنی بودن آن است و اگر قانون شود مورد گفتگو قرار می گیرد و مرئی می شود و افکار عمومی در جریان قرار می گیرند و این قبل از اجرا مقاومت ایجاد می کند و حالا اگر دولت می تواند این را به صورت خزنده پیاده کند چرا باید قانونش کند تا مورد مخالفت افکار عمومی قرار بگیرد؟ مگر محدود شدن ساعت اشتغال زنان مجلسی شده است؟ مگر پروژه عفاف و حجاب در ۲۷ وزارت خانه علنی است و در مورد آن حرف زده می شود؟ بنابر این یکی از استراتژی های اصلی مهندسی جنسی بنیاد گرایانه در جامعه ما غیر علنی بودن اجرای طرح ها است.

میدان زنان

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
مرگ حق سهیلا نیست، همین!

قربانیان جامعه

میدان زنان / مریم قنبری

جمعه4 مرداد 1387

امروز داشتم مصاحبه ام با سهیلا را که برای یک کار تحقیقاتی انجام داده بودم مرور می کردم. "سهیلا قدیری"، فرزند کش، که حکم قصاصش صادر شده و در مرحله اجراست.

این که من به هر دلیل، موقعیت صحبت و گفتگو با سهیلا و برخورد نزدیک با او را طی چند دیدار داشتم،به عنوان یکی از شانس های خودم می دانم.

نه به این دلیل که سهیلا قدیری،یک موضوع خاص است، .نه به این دلیل که داستان زندگی اش بر سر زبان افتاده و بسیاری از ما می شناسیمش. تنها به این دلیل که فرصت شناخت و رویارویی با یک انسان استثنایی را داشته ام. و اتفاقا استثنایی نه به معنای منفی، که به معنای مثبت کلمه!

سهیلا ، سهیلای پیچیده، خوش فکربا ذهنی تحلیل گر(در حد و اندازه خودش) ،سهیلای طغیانگر، سهیلای حساس، سهیلای مهربان، سهیلای لج باز، سهیلای اخلاقی و سهیلای انسان.

باور کنید یا نه، سهیلا همه اینها هست و همه را هم به خوبی هست؛ بهتراز خیلی ها که این سوی میله های زندان هستند؛ مردمی معمولی با زندگی های معمولی تر.

سهیلا زجر کشیده، سهیلا خسته شده، سهیلا ستم دیده، خیلی زیاد! بیشتر از بسیاری از ما، خیلی بیشتر!

کسانی که با سهیلا صحبت کرده اند، می دانند که از زندگی او روایتهای متفاوتی وجود دارد. سهیلا هیچ وقت واقعیت زندگی اش را، کودکی اش را و اینکه نهایتا چه بر سر او رفته را، تمام و کمال بیان نمی کند. شاید برای هر کس بخشی از آن را بگوید، شاید دروغ ببافد، شاید... اما در همه روایات سهیلا ، نقاط مشترکی وجود دارد که ما را به حقایق زندگی اش می رساند: خانواده ای که او را دوست نداشته، خانواده ای بی محبت و بی توجه به دختری که میگوید اگر کمی توجه بود، کمی محبت، من اکنون اینجا نبودم. فراری در کار نبود.

و تجاوزها! تجاوزهایی که در این ناامن خانه اجتماع به او شده. تجاوز مردان نامرد به دختری خیابانی، حتی به یک روسپی که کمترین توجیه انسانی ندارد.

و عدم حمایت سازمانهای حمایتی، سازمانهایی که مخصوص نگهداری چنین زنانی هستند،اما سهیلا را در شبی بارانی از خانه به اصطلاح امن بیرون می کنند. سهیلایی که جایی ندارد، سهیلایی که تمنا دارد که نگه اش دارند را بیرون می اندازند. سهیلایی که واقعا میخواهد به گونه ای دیگر زندگی کند.

اگر امروز سهیلا به جرم( به زعم برخی غیر قابل بخشش) فرزند کشی، آن هم نوزادی چند روزه پشت میله هاست، به این دلیل نیست که در سینه اش قلبی نمی تپد. چون دیده ام که مهربان تر و قدردان تر از بسیاری از ماست. شاید به این دلیل باشد که سهیلا بر خلاف بسیاری، خوب می بیند و عمق فجایعی که بر او رفته است را بهتر لمس میکند.

آری، او خوب می بیند... سهیلا سختی های خانه پدری را دیده، بی توجهی پدر و مادر به تعرضات برادر سهیلا به او، اینها را دیده و طاقت نیاورده و فرار کرده.

سهیلا فقر را دیده آنگاه که در نوجوانی مجبور به کار در بقالی کوچکی بود و سیگار م یفروخت،تا شاید کمک خرجی باشد برای خانواده.

سهیلا معلمی که سر مسئله فیثاغورث که دیگر هیچ گاه نیاموخت، به او انگ کم هوشی زد را دیده و در کودکی،این دروغ و برداشت مذبوحانه را واقعیتی پنداشته و شکسته است.

سهیلا تجاوز نامردان خیابانی را دیده!

سهیلا بی توجهی اجتماع در برابر خودش را دیده، بی توجهی مسئولینی که موظف به حمایت از او و امثال او بودند. سهیلا به کرّات اعلام کرده که یکی مهمترین دلایل کشتن فرزندش، واکنش و اعتراضی عملی به این بی توجهی های مسئولان بوده است.

سهیلا،باز هم برای کشتن فزرندش دلیل دارد:"وقتی به آینده بچه ام فکر می کردم و گذشته ام رو با بچه ام مقایسه می کردم... نهایتا گفتم پس بگذار که اصلا نگذارم که بچه ام بزرگ بشه... قاضی پرونده هم اگر جای من بود،همین کار را می کرد".

سهیلا به این فکر می کرد:"اصلا نباید من رو از کوچکی بزرگ می کردند.همینجوری که من بچه ام رو کشتم، همینطور، مامانم وقتی بچه بودم باید منو خفه می کرد و می کشت!"

پس سهیلا کودکش را کشت،اتفاقا، صرفا به این دلیل که همه اینها را خوب دیده و نخواسته فرزندش به به آنچه بر او رفته، دچار شود. او انسانی را رهاند! اما به روش خودش.

این به معنای دفاع از قتل نیست! بلاهت محض است اگر چنین تصوری شود. مسئله این است،که به کدامین دلیل می توان او را محکوم کرد؟ صرفا به دلیل قتل؟بی توجه به بستری که این نطفه را در خود رشد داده؟!

چه کسی می تواند او را محکوم کند وقتی هیچ کس روشی بهتر را به او نیاموخته؟! وقتی تنها الگوی زندگی سهیلا، خودش بوده؟ چرا نباید به او حق داد که همه چیز را با سنگ محک خود بسنجد؟ جامعه به او میزانی ارزانی نداشته که اکنون انتظاری بیش از این را داشته باشد.

در واقع سهیلا و امثال او،قربانی بی توجهی اجتماعی هستند که خود را مسئول افرادش نمی داند. اجتماعی که کمترین مدیریت و برنامه ای برای رشد و تربیت فرهنگی و اقتصادی اعضایش ندارد. جامعه ای که سنت قبیحش" عقاب بلابیان "است و بس.

با این وجود، سهیلا انسانی اخلاقی است، مهربان وانسان دوست.بیش از بسیاری از ما به شخصیت انسانی آدمها، ارزش می گذارد! حتی اگر آن افراد، مادر و پدری باشند که از آنها متنفر است و آنها را مسئول بدبختی خود می داند. با این حال،از افشای نام آنها به هر طریق خودداری می کند و به همین دلیل بی هویت می ماند:"بالاخره مسلمون هستن.آبروی یک مسلمونی رو بردن، گناه کبیره است. به هر حال درسته مادرم به من محبت نکرده، اما بالاخره مسلمونه. رو این حساب گفتم بی هویت باشم بهتره".

و فقط باید سهیلا باشی تا بفهی در اوج این تنفر ،اینگونه دیدن یعنی چه! این که حتی نابودی آنها را که نابودت کردند را نخواهی.

سهیلا دارایی نداشت.هیچ چیز.شاید تنها چیزی را که دارایی خود می پنداشت، نوزاد چند روزه اش بود. پس آن کرد که صلاح می دید.

سهیلایی پر از خشم و خواهش انتقام از مردانی که در حسرت دفاع از خود در برابر آنها،او را به چنان خشمی گرفتار کردند که فرزندش،تنها داشته اش را، قربانی تمرینی کند، که از آن طریق،خود را آماده قتل این نامردان نماید. "بچه رو کشتم تا ببینم جون آدما کجاشونه. تا بعدش برم تمام آنهایی که به من تجاوز کردن و من همیشه عقده دفاع داشتم رو بکشم و یه قاتل زنجیره ای بشم".

سهیلا از همه اینها، خشمگین بود.فقط همین...

از خود می پرسم،آن لحظات و روزها و سالهایی که شخصیت و هویت یک انسان در این جامعه نابود می شد، کدام محکمه به دادخواهی برخاست که امروز همان انسان را به جرم کشتن فرزندی چند روزه،به پای چوبه دار فرا می خواند؟ و باز می پرسم، اگر فرزند کشی جرم است، پس چرا آنگاه که پدری دستش به خون فرزند آلوده می گردد ،جنایتش نادیده گرفته می شود!؟ کدام وجدان به خود اجازه میدهد، حق مادر را بر خون فرزندی که از وجودش بیرون کشیده،کمتر از پدر بداند؟...

و ذهن من همچنان از این سئوالات بی پاسخ آکنده و قلبم، مملو از آرزوی آزادی سهیلا است سهیلایی که آزادی حق اوست و اعدام حق او نیست، همین!

*کار آموز وکالت

میدان زنان

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
لایحه خانواده، جنجال‌برانگیز و تقبیح شده

در اعتراض به لایحه خانواده

دویچه وله / مریم انصاری

جمعه4 مرداد 1387

با وجود همه اعتراضاتی که گروه‌های مختلف زنان به "لایحه حمایت از خانواده" کردند، کلیات این لایحه سرانجام در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس هشتم تصویب شد و گفته می‌شود که گام بعدی طرح آن در صحن علنی مجلس خواهد بود. براساس ماده ۲۳ این لایحه مردان می‌توانند زنان متعددی را به همسری بگیرند، و شرط آن نیز تنها داشتن توان مالی کافی و برقراری "عدالت" میان آنهاست. تصویب این لایحه در کمیسیون حقوقی مجلس با مخالفت شدید فعالان زن روبرو شده است.

کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس لایحه خانواده را با سرعت و بی‌سروصدا تصویب کرد. لایحه‌ای که مجلس هفتم سعی کرده بود هرطور شده، آن را از سر خود باز کند. به نظر آمنه شیرافکن، خبرنگار از تهران این سرعت و سکوت به خاطر سروصدای بسیاری بود که لایحه یاد شده و ماده ۲۳ آن در اواسط دوره‌ی کار مجلس هفتم به پا کرد، لایحه‌ای که مجلس قبلی مایل نبود به آن بپردازد. در عین‌حال که اعتراضات آن دوره، به مجلس هشتم این علامت را داد که اگر بخواهد لایحه خانواده را تصویب کند، باید آن را به فوریت و در یک سکوت خبری و رسانه‌ای به تصویب برساند.

با این همه روزنامه‌نگاران خبر را گرفتند و منتشر کردند و سیل مخالفت دوباره به راه افتاد.

موضوع چند همسری

این مخالفت‌ها به گروهی معین از فعالان زن محدود نمانده است. لایحه "حمایت از خانواده" صدای اعتراض تقریبا همه طیف‌های زنان را بلند کرد، از اصولگرا و اصلاح‌طلب تا ملی-مذهبی و یا فمینیست‌های سکولار و چپ. فعالان زن اعتراض می‌کنند که چندهمسری قانونی است قرون وسطایی، که پایه‌های خانوداه را به شدت متزلزل می‌کند. به علاوه، هیچ معیاری وجود ندارد برای محک زدن اینکه ‌مرد "توان مالی دارد"، یا "عدالت" را میان همسران خود رعایت می‌کند یا نه.

به گفته مخالفان داشتن چند همسر خود بی‌عدالتی محض است، با هر قید و شرطی. در مقابل موسی قربانی عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفته است که چند همسری "کاملا مطابق اصول شرع است، به تصویب می‌رسد و کسی هم جرات یا حق مخالفت با آن را ندارد."

ایده تحصن برای اعتراض

فعالان زن در مقابل اعلام کرده‌اند که در صورت طرح این لایحه در صحن علنی مجلس در اعتراض به آن در مقابل مجلس شورای اسلامی دست به تحصن خواهند زد. خانم شیرین عبادی می‌گوید در صورت برپایی چنین تحصنی در آن شرکت خواهد کرد. و تاکید می‌کند که تحت هیچ شرایطی نمی‌توان به قرن‌ها قبل بازگشت.

آمنه شیرافکن خبرنگار از تهران می‌گوید دور از انتظار نیست که علیرغم همه مخالفت‌ها و اعتراضات، این لایحه در صحن علنی مجلس طرح شود. ولی تصویب آن موضوع دیگری است. او با اشاره به صحبت‌های موسی قربانی اضافه می‌کند: "آقای موسی قربانی به عنوان عضو مجلس صحبت می‌کند. سایرین هم حق دارند براساس قانون نظر مخالف خود را بگویند. رسانه‌ها هم می‌توانند به آن بپردازند، صرف نظر از اینکه این بحث‌ها تا چه حد در مجلس تاثیرگذار باشد، ولی قاعدتا وقتی که انتقادها از جانب طیف‌های مختلف مطرح شوند، چنین نخواهد بود که آقای قربانی بگوید تصویب می‌کنیم، کسی هم جرات ندارد مخالفت کند."

آمنه شیرافکن تاکید می‌کند که با این لایحه حتی از سوی زنان اصولگرا مخالفت شده است: «خانم مریم بهروزی دبیرکل جامعه زینب به خاطر این لایحه یک نشست برگزار کرد و بارها در مصاحبه‌هایشان این لایحه و ماده ۲۳ آن را نقد کرد. مریم بهروزی همچنین حرکت ضعیف زنان مجلس هفتم را نقد کرد. حالا با مجلسی روبرو هستیم که ادامه مجلس قبلی است.»

تقبیح‌شده در عرف جامعه

چرا چنین لایحه‌ای طرح و تصویب می‌شود، آن هم در شرایطی که زنان هرروز مطالبات بیشتری را در مقابل حکومت قرار می‌دهند و کمپینی برای خواست‌های خود به وجود آورده‌اند؟

فعالان زن معتقد هستند اتفاقا به همین خاطر است که لوایحی مانند لایحه خانواده طرح می‌شود. به گفته آمنه شیرافکن این یک پاسخ "شفاف" به زنان است که نشان دهند به خواست‌های آنها اعتنایی ندارند. ولی «ما با جامعه‌ای در ایران امروز روبرو هستیم که زنان در همه عرصه‌ها وارد عمل شده‌اند، در مدیریت، در حوزه آموزش و در فعالیت‌های مختلف اجتماعی.» به نظر او طرح چنین لایحه‌ای نشانه عدم شناخت از زنان ایران و توانایی‌هایی است که به آن‌ها رسیده‌اند.

به گفته خانم شیرافکن: «قانونگذاران نمی‌فهمند که چندهمسری اصلا کارکردی در جامعه ما نخواهد داشت. این موضوع اتلاف وقتی است که باید صرف مثلا برخورد با قانون سنگسار شود، نه لایحه‌ای که حتی در عرف جامعه ما تقبیح شده است.»

دویچه وله

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
بازداشت خودسرانه 9 تن از فعالان زن بی پاسخ مانده است
جمعه4 مرداد 1387

کمیته گزارشگران حقوق بشر- با گذشت چهل روز از بازداشت نه تن از فعالان حقوق زنان در مقابل گالری راه ابریشم در فرمانیه توسط ماموران امنیتی و نیروی انتظامی هنوز مدارک شناسایی آنان مسترد نشده است.

ناهید میرحاج، آیدا سعادت ، نسرین ستوده، ژیلا بنی یعقوب، سارا لقمانی، نفیسه آزاد، فریده غائب، عالیه مطلب زاده و جلوه جواهری که روزپنج شنبه بیست و سوم خرداد ماه گذشته در پی لغو برنامه ای که در قالب یک نشست خصوصی در گالری راه ابریشم تدارک دیده شده بود، توسط نیروی انتظامی و ماموران امنیتی مستقر در خیابان فرمانیه بازداشت شده و به بازداشت گاه وزرا منتقل شدند؛ ساعت یک بامداد پس 8 ساعت بازداشت و بازجویی در محل بازداشتگاه وزرا، بدون تفهیم اتهام و رویت برگه بازداشت موقت توسط آنان، به آنان اطلاع داده شد که با ارائه مدارک شناسایی خود و یکی از بستگان درجه ی یک آزاد هستند . به رغم اصرار بازداشت شدگان و خانواده های آنان نه تنها هیچ گونه رسیدی دال بر دریافت مدارک شناسایی آنان که عبارت بودند از شناسنامه، کارت ملی و گواهینامه، به آنان داده نشد بلکه افسر نگهبان کشیک بازداشت گاه با تهدید از آنان خواست محل را ترک کرده و صبح روز شنبه منتظر تماس از طرف پلیس امنیت باشند.

روز شنبه در پی مراجعه ی دو تن از این بازداشت شدگان به پلیس امنیت به آنان گفته شد که مدارک در اختیار پلیس امنیت نبوده و به بازداشتگاه وزرا که مدارک را از ایشان دریافت کرده است مراجعه کنند. مسئولان مستقر در بازداشتگاه نیز از استرداد مدارک به آنان خودداری کرده و اعلام کردند که مدارک در اختیار پلیس امنیت بوده و بازداشت شدگان فوق الذکر به وسیله ی پلیس امنیت بازداشت شده و به صورت امانی در بازداشتگاه وزرا نگه داشته شده اند.

مینا جعفری وکیل بازداشت شدگان روز بیست و سوم خرداد در این خصوص می گوید: «پس از مراجعات مکرر موکلانم و عدم ثبت شکایت بازداشت خودسرانه در سه مجتمع قضایی و مراجعه به پلیس امنیت و بازداشتگاه وزرا و خودداری مسئولان این مراکز از استرداد مدارک شناسایی آنان با توجه به ممنوعیت قانونی بازداشت خودسرانه موکلانم از یک ماه گذشته پرونده ی شکایتی درهمین زمینه در دادسرای ارشاد گشوده شده و خواستار رسیدگی قانونی به این مساله و همچنین تادیه ی مدارک هویتی موکلانم شده ام.»

وی افزود: «پس از مراجعات مکرر و بی پاسخ، سرانجام سرهنگ حسینی رئیس بازداشتگاه وزرا طی ارائه پاسخ مکتوب این واحد به دادسرای ارشاد اعلام کرد که این افراد توسط دادسرای ویژه امنیت بازداشت شده و به صورت امانی در بازداشتگاه وزرا نگه داری شده اند. وی همچنین اعلام کرد که مدارک هویتی این افراد در بازداشت گاه وزرا نیست و همان شب به پلیس امنیت منتقل شده است. این در حالی است که پلیس امنیت نیز در این مورد هیچگونه پاسخ مشخصی نداده است و در حال حاضر پرونده ی این شکوائیه به دادسرای انقلاب منتقل شده است.»

کمیته گزارشگران حقوق بشر

وکیل بازداشت شدگان فعالان حقوق زنان در روز 23 خرداد گفت: «بر اساس مواد 18 و 25 قانون آیین دادرسی کیفری و نیز ممنوعیت اخذ خودسرانه ی تامین در ماده 19 همان قانون و همچنین با عنایت به شمول مواد 570،575، و 583 قانون مجازات اسلامی و ماده 9 میثاق حقوق مدنی و سیاسی به ویژه بند 5 این ماده مبنی بر جبران خسارت و اصول 20، 22و 32 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بازداشت این نه تن فعال حقوق زنان از مصادیق بازداشت خودسرانه است.»

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری روزنامه نگار زندانی محبوبه کرمی است
جمعه4 مرداد 1387

گزارشگران بدون مرز-گزارشگران بدون مرز از مقامات مسوول ایران خواهان آزادی فوری محبوبه کرمی روزنامه نگار و همکار خبرگزاری ایسنا است. این روزنامه نگار از تاریخ ٢٤ خرداد ماه در پی اعتراض به رفتار خشونت آمیز ماموران پلیس به شکل خودسرانه بازداشت و از حق ملاقات با وکيل خود محروم است. از سوی ديگر دو هفته‌نامه در بروجرد و ایلام از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توقيف موقت شده اند.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند " ادامه بازداشت محبوبه کرمی ناعادلانه است. واکنش مقامات مسئول ایران در برابر مطبوعات و روزنامه نگاران نامتناسب و کاملا اغراق آمیز است و هدف آن ایجاد رعب و وحشت برای عدم انتقاد از قدرت حاکم است. به بازداشت ها و توقیف های خودسرانه بايد پايان داده شود. در طي شش ماه گذشت بيش از ١٥ نشریه در ایران توقیف شده است."

محبوبه کرمی در تاریخ ٢٤ خرداد ماه به هنگامی که با اتوبوس عازم منزل بود از سوی ماموران نیروی انتظامی که در تعقیب شرکت‌کنندگان در تجمعی اعتراضی، اتوبوس را متوقف کرده بودند، بازداشت شد. این روزنامه نگار قصد شرکت در این تجمع را نداشته است. اما در پي اعتراض به توقف اتوبوس و رفتار نامناسب و خشن ماموران گارد ویژه ضد شورش با مسافران با ضرب و شتم دستگیر و به بند ٢٠٩ زندان اوین انتقال می يابد. بنا بر اطلاعاتی که در اختيار گزارشگران بدون مرز قرار گرفته است محبوبه کرمی بارها در باره‌ی فعالیت ها مطبوعاتی و همکاریش با کارزار " یک میلبون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان" مورد بازجویی قرار گرفته است. وی در پی يک هفته اعتصاب غذا به بند عمومي زنان در زندان اوین منتقل گردید، اما همچنان از ملاقات با وکیل خود محروم است. برای این روزنامه نگار که به " اقدام علیه امنــیت ملی" متهم شده است وثيقه ای صد ميليون تومانی صادر شده که خانواده امکان پرداخت چنین وثيقه ای سنگینی را ندارند.

شيرين عبادی برنده جایزه صلح نوبل و رئیس کانون مدافعان حقوق بشر در این باره به گزارشگران بدون مرز گفته است " دستگيری خانم محبوبه کرمی بر طبق آئین نامه دادرسی نيست " وی صدور وثيقه سنگين صد ميليون تومانی را برای روزنامه نگاری که امکان پرداخت آن را ندارد " نامتناسب " دانست.

از سوی ديگر، اداره‌ كل فرهنگ و ارشاد اسلامي لرستان هفته نامه‌ی بهار بروجرد را به " به اتهام نشر اكاذيب" تا اطلاع ثانوی توقيف کرد. مصطفی رهبر مدير مسوول این هفته نامه نیز با شکایت هادی مقدسي نماینده مجلس به دادگاه احضار شده است. این روزنامه نگار در مرداد ماه سال گذشته نيز برای انتشار خبری در باره " برخورد دانشگاه آزاد با دانشجويان دختر بدحجاب " به دادگاه احضار و به مدت ٢٤ ساعت بازداشت شده بود. پيش از این در ٣١ فروردين ماه سال جاری هفته نامه پيغام بروجرد نیز با حکم دادسرای عمومي و انقلاب بروجرد و با شکايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برای انتشار مطلبي " تحريك آميز و تفرقه افكنانه و اهانت به مردم " توقيف شده بود.

در استان ایلام نیز هفته‌نامه‌ي محلي بوتك در پي انتشار مقاله ای انتقادی نسبت به استاندار این استان با حكم معاون دادستان ايلام تا اطلاع ثانوي توقيف شد.

گزارشگران بدون مرز

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
انتقال روناک صفارزاده به بیمارستان
جمعه4 مرداد 1387

فعالان حقوق بشر در ایران- روزناک صفارزاده از فعالان حقوق بشر که در حوزه حقوق زنان فعالیت مینمود و از تاریخ ۳/۷/۸۶ توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت گردیده است، روزگذشته به علت ناراحتی شدید جسمی به بیمارستانی واقع در خارج زندان منتقل گردید.

در پی رسیدگی پزشکی ناراحتی وی عفونت شدید در قسمت دستگاه گوارشی تشخیص داده شد ، علیرغم اطلاع رسانی مکرر خانم صفارزاده بعلت فقدان امکانات پزشکی در زندان به خصوص در بند زنان زندان هیچگونه اقدام و توجهی برای پیشگیری یا درمان وی صورت نپذیرفته بود.

شایان ذکر است خانم صفارزاده همچنان بلاتکلیف و تحت اتهام اقدام علیه امنیت کشور در زندان مرکزی سنندج نگهداری میشوند.

فعالان حقوق بشر در ایران

خبرنامه امیر کبیر

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
تصویب لایحه حمایت از خانواده منجر به متلاشی شدن خانواده ها می شود

دبیرکل انجمن جمعیت زنان مسلمان نواندیش:

خبرگزاری ایسکانیوز

سه شنبه1 مرداد 1387

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: دبیرکل انجمن جمعیت زنان مسلمان نواندیش گفت: تصویب لایحه حمایت از خانواده نه تنها منجر به متلاشی شدن خانواده ها می شود بلکه در تشدید مسایل روانی هم موثر است.

دکتر راکعی دبیر کل انجمن جمعیت زنان مسلمان نواندیش در گفت و گو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، افزود: من بارها در مصاحبه ها و گفت و گوهایم در مورد عنوان حمایت از خانواده صحبت کرده ام و این واژه ها را نامناسب دانسته ام در حالی که بزرگان کشور ما می توانند از واژه های مناسب تری از قبیل دادرسی و کمک به مسایل خانواده یاد کنند که قطعا تاثیر بیشتری دارد. وی گفت: تبصره چند همسری بدون اجازه همسر اول، از کارهایی است که در آن عدالت برای خانم ها رعایت نشده در حالی که اگر به قانون قبل نگاهی بیندازیم، در خواهیم یافت که هیچ مشکلی وجود نداشته است.

دکتر راکعی اظهار داشت: امروز نه تاکیدی و نه تشویقی بر روی این لایحه است چون اگر مساله تعدد زوجین بدون اجازه از همسر اول تصویب شود این لایحه فقط شامل مردان ثروتمند است در حالی که این لایحه یا باید شامل تمامی اقشار باشد یا نباید تصویب شود.

دبیرکل انجمن جمعیت زنان مسلمان نواندیش اذعان داشت: ما در گفت و گوهای خود از تحصیلکرده های جامعه (روان شناسان، جامعه شناسان و ...) دعوت کردیم تا نقد و بررسی بهتر انجام دهیم در حالی که آنها هم اصلا از تصویب شدن این لایحه راضی نیستند.

وی افزود: دولت و مجلس موظف هستند به بررسی مشکلات مردم بپردازند در حالی که اکثریت مردم ناراضی به تصویب این لایحه هستند پس چگونه مجلس می تواند بدون رضایت مردم کار خود را انجام دهد. وی اظهار داشت: اصلا دولت نباید به خود اجازه مطرح کردن این لایحه را بدهد چون تصویب این لایحه باعث آشفتگی جامعه می شود

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
اگر قوانین کمی برابر تر بودند بند نسوان زندان اوین چه تغییری می کرد

 دو شنبه31 تیر 1387

مدرسه فمینیستی: بیش از 5 هفته از زندانی شدن محبوبه کرمی از اعضای کمپین یک میلیون امضاء می گذرد. محبوبه در 23 خرداد ماه هنگامی که رهگذر اتفاقی خیابان ولی عصر تهران بود. دستگیر شد. در آن ساعت از روز در پارک ملت تجمعی در اعتراض به مفاسد اقتصادی در جریان بود. این مطلب را محبوبه در زندان نوشته است و تلفنی آن را برای ما خوانده است.

اگر قوانین کمی برابر تر بودند بند نسوان زندان اوین چه تغییری می کرد

قلمم را به دست می گیرم تا از آنچه در این یک ماه بر من گذشته است، بنویسم. روزگار سختی است؛ تنها و بی کس در گوشه ای از راهروی زندان نشسته ام و می خواهم بنویسم از زنانی که در این روزها با آنها همدم و هم صحبت شدم. از فاطمه و اشرف و پروین و ریحانه که به خاطر اشتباهات دیگران باید مجازات شوند. هرگز فراموش نمی کنم آن روز را که در سلول انفرادی تنها نشسته بودم و به مشکلات خودم فکر می کردم. به یاد مادر بیمارم افتادم که در شرف عمل جراحی بود. به یاد پدر سالمندم افتادم که الان در گوشه ای از خانه چشم به در دوخته تا تنها دخترش، محبوبه اش به خانه بازگردد. او نمی داند که دخترش به خاطر دفاع از حق دیگران باید در گوشه زندان باشد.

گریه امانم نمی دهد اشک به پهنای صورتم سرازیر می شود. ناگهان دستی مهربان، موهایم را نوازش می دهد. سرم را بلند می کنم. دختری زیبا با موهای بلند کنارم نشسته است. می پرسد:« چرا دلتنگی می کنی؟» می گویم: نگران حال مادرم هستم. اشک در چشمانش حلقه می زند و می گوید: «ای کاش من هم مادری داشتم» از او می پرسم مادرت فوت کرده؟ سرش را تکان می دهد:« ای کاش فوت کرده بود. مادرم خودش را دار زده است.» از شنیدن ماجرای مادر فاطمه بسیار متاثر می شوم. در حال صحبت با فاطمه بودم که مرا برای بازجویی مجدد صدا می کنند. وقتی پس از 4 ساعت بازجویی به سلول برگشتم، فاطمه نبود. سلولش را عوض کرده بودند.

پس از چند روز ما را جا به جا کردند. یک روز در هواخوری انفرادی فاطمه را دیدم در حال کشیدن سیگاری بود. به کنارش رفتم به خاطر من سیگارش را خاموش کرد. تشکر کردم.

از فاطمه می خواهم کمی راجع به مادرش حرف بزند، چرا او خود را به دار آویخته است؟

فاطمه از سرنوشت تلخ مادرش می گوید. از ازدواج ناموفق و ناخواسته مادر در سن 14 سالگی، این که پدر و مادر مادرش فوت کرده بودند و او با برادرانش زندگی می کرد. این که در مراسم خواستگاری مادر ، مرد جوانی را به او به عنوان شوهر آینده نشان می دهند ولی در سر سفره عقد برادر بزرگتر آن مرد جوان به عنوان داماد می نشیند. .این که ازدواج مادرش از روز اول با فریب شروع شده است. این که پدر فاطمه 35 سال از مادرش بزرگتر بوده است. این که حاصل ازدواج پدر و مادرش دو پسر و یک دختر است که مادرش به زور کتک و شلاق هر سه را حامله شده است. این که مادرش سالها برای طلاق تلاش کرده اما و موفق نشده است. این که زندگی با مردی مثل پدرش جز افسردگی و بیماری برای مادرش بهره ای نداشته است. فاطمه می گوید مادرش از مدتها قبل از آن روز شوم به همه می گفت که روزی خودکشی خواهد کرد.:«روزی به خانه آمدم و مادرم را بالای دار دیدم.» فاطمه قادر به ادامه صحبت نیست و هر دو زار زار گریه می کنیم.

سعی می کنم با ماموران زندان ارتباط برقرار کنم. برخی از کمک زندانبان ها ، زنان زندانی دارای حبس سنگین یا زیر اعدامند. خانمی خیلی به ما محبت داشت و حتا به مادرم زنگ می زد و خبر سلامتی مادر را به من می داد. او متهم به قتل شوهر است. شوهری معتاد و بیکار. زن با کار در خیاط خانه سعی می کرده است خرج زندگی را در آورد. اما بیکاری، اعتیاد و در خانه بودن همیشگی شوهر ، همیشه موجب جنگ و دعوا بوده است. مرد در یکی از این دعواها کشته می شود. می اندیشم به راستی چنین زن مهربانی که با من که دختر غریبه ای برای او هستم چنین مهربانی می کند، آیا اگر کمی شرایطش انسانی تر بود، آیا اگر قوانین از او که گرفتار مردی معتاد و خشن بود، حمایت بیشتری می کرد، سرنوشتش به این جا ختم می شد؟

روزی در هواخوری اشرف را می بینم . او هم متهم به قتل شوهر و زیر سنگسار است. اشرف دلیل بودنش در این جا را برایم می گوید. او می گوید شوهر بی غیرتی داشته است. او مردها را به خانه می آورد و اشرف را مجبور به رابطه با آن ها می کرد و پولش را در جیب می گذاشت و خرج می کرد.

به گفته اشرف، زندگی این چنینی برایش غیرقابل تحمل بوده است، مرد طلاقش را هم نمی داده است. اشرف برای رهایی از این وضعیت شوهرش را کشته است.

به قوانین تبعیض آمیزی می اندیشم که زنی را که شوهرش به مردان دیگر می فروشد، محکوم به سنگسار می کند. راستی آیا اشرف به میل خود با این مردان هم بستر می شده است که اکنون مسئولیت رابطه با آن ها را باید بپذیرد و به خاطرش مجازات شود. این زنان که در چنبر ناآگاهی و فقر و بدبختی اسیرند، چه روزنه ای برای بیرون آمدن از بن بستی که قوانین مردسالار برایشان رقم زده اند، دارند؟ راستی چرا زنان شوهر کش این چنین زیادند، چه چیزهایی باعث می شود که زنان به آخر خط برسند ، یا مانند مادر فاطمه خودشان را دار بزنند و یا مانند اشرف و پروین و بسیار زنان دیگر، به مرگ شوهرانشان راضی شوند؟

به اشرف می گویم اگر قوانین تبعیض آمیز روزی در کشور ما عوض شوند، جای امثال تو این جا نخواهد بود. اشرف می گوید باید به بند سه بیایی تا قصه زندگی زنانی مثل من را بشنوی.

من اما به سرنوشت خودم می اندیشم که تنها به جرم تلاش برای تغییر قوانینی که زندگی هزاران زن را به بن بست کشانده است، در گوشه ای از زندان اوین نگران مادری بیمار و پدری سالمند هستم که هر دو نیازمند حضور منند. قوانینی که اگر کمی انسانی تر بودند، بند نسوان زنان اوین شکلی دیگر داشت.

محبوبه کرمی/ بند نسوان زندان اوین/31 تیرماه 1387

مدرسه فمینیستی

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
وکیل محبوبه کرمی از امکان آزادی موکلش خبر داد
دو شنبه31 تیر 1387

تغییر برای برابری: هوشنگ پوربابایی،وکیل محبوبه کرمی، اظهار امیدواری کرد وثیقه 100 میلیون تومانی موکلش شامل تخفیف یا تبدیل شده و وی به زودی آزاد شود.

پوربابایی در گفتگو با سایت تغییر برای برابری، گفت:" در آخرین مراجعه ام به شعبه 2 بازپرسی ویژه امنیت، همچنان اجازه مطالعه پرونده موکلم را به من ندادند، اما پس از تاکید من بر شرایط حاد خانوادگی محبوبه کرمی و بیماری پدر و مادرش، بازپرس پرونده اظهار داشت که ما نیز به فکر این مسئله هستیم و امکان تخفیف در قرار وثیقه و یا تبدیل آن وجود دارد."

وی همچنین از تماس تلفنی محبوبه کرمی از زندان اوین خبر داد و افزود:" موکلم در تماس کوتاهی که با من داشت بیشتر درباره شرایط زندان صحبت کرد و تقاضایش این بود که زودتر آزاد شود."

پوربابایی با تاکید بر اینکه خانواده محبوبه کرمی توانایی تامین این وثیقه سنگین را ندارند، از مقامات قضایی درخواست کرد بیماری آلزایمر شدید پدر محبوبه و وضعیت مادر وی را که هم اکنون برای شیمی درمانی در بیمارستان بستری است در نظر بگیرند و هر چه سریع تر مقدمات آزادی وی را فراهم کنند.

 

 نوشته شده توسط کمپین در اراک |  
فهرست اصلی
کمپینی ها
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات

حق چاپ برای وبلاگ کمپین یک میلیون امضا در اراک محفوظ و با ذکر منبع استفاده از مطالب و محتوای وبلاگ بلا مانع است