تبليغاتX
کمپین یک میلیون امضا در اراک

در جهت اهداف کمپین یک میلیون امضا (تغییرقوانین تبعیض آمیز)

درباره وبلاگ
لوگو ها
پیوندهای روزانه
پیوندها

تغییر برای برابری (آدرس جدید)
 تغییر برای برابری
 زنان ایران
 هستیا اندیش
 زنستان
 میدان زنان
 کانون زنان ایرانی
 تریبون فمینیستی ایران
 فمینیسم فور لایف
 انجمن روانشناسی زنان
 انجمن طرفداران آزادی زنان
 کمیته زنان آسیا
 اکثریت فمینیست
 آزادی بیان فمینیست‌ها
 گفتگوی مستقل زنان
 زندگی زنان تحت قوانین اسلام
 فمنیست ها
 شهرزاد نیوز
 مجله زنان
 خبرگزاری زنان ایران
 پيگيري سانسور زنان
 مرکز اطلاعات و آمار زنان
 معرفی زنان موفق ایران
 انتخاب زنان
 زنان صلح
 شبکه سراسری همکاری زنان ايرانی
 زنان فاتحان فردا
 زنان مریوان
 کارزار زنان
 شبکه زنان کار آفرین
 زنان هشت مارس
 موسسه مطالعات و تحقیقات زنان
 شیر زنان
 جامعه حمایت زنان
 حقوق زنان
 زنان و فناوری اطلاعات
 هواداران حرکت جهانی زنان
 انجمن زنان پژوهشگر تاریخ
 محمع زنان اصلاح طلب
 ما زنان
 جامعه زنان انقلاب اسلامی ایران
 شبکه ارتباطي سازمانهاي غيردولتي زنان
 شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران
 پايگاه جامع زنان ایران
 

Powered By
BLOGFA.COM

کوچه به کوچه

از خانه كه بيرون آمدم پيش خودم تصميم گرفتم چند تا برگه اي كه توي كيفم گذاشتم پر كنم وبعد برگردم آخه به نظرم خيلي كند پيش مي رفتم چون فقط از دوستان وآشنايانم امضا گرفته بودم و امروز قرار بود براي اولين باربعد از كارگاه آموزشي بين مردم بروم و آنها را دعوت كنم امضا كنند كه حقوق مساوي داشته باشند . بايد اعتراف كنم اولش خيلي توذوقم خورد چون تا اسم كمپين يا قوانين تبعيض آميز را مي آوردم ديگه وقت نداشتند به حرف هايم گوش كنند حتي يك مورد وحشتناك داشتم كه گفت : قبول دارم . برگه را به دستش دادم و گفتم پس امضا مي كنيد گفت : نه چون قبول دارم كه زن نصف مرده ! و من شوكه شده از اين حرف گفتم : يعني چي ؟ گفت : چون مرد نان آور خانواده است بايد ديه كامل بگيرد . گفتم : پس آنجايي كه زن نان آور خانواده است چي ؟ گفت : اون ديگه استثناست و من هر چه گفتم او توجيح موجهي براي خود داشت . در نهايت يكي از دفترچه هاي كمپين را به او دادم و خواهش كردم كه حتما مطالعه اش كند . (آن كس كه نداند ونداند كه نداند در جهل مركب تا ابد و دهر بماند) از آنجايي كه نا اميدي در كمپين جايي نداره به راه افتادم و اين دفعه به يك آرايشگاه رفتم چون صاحب آرايشگاه نبود صبر كردم كه براي صحبت كردن با بقيه از ايشان اجازه بگيرم صاحب آرايشگاه خانم بسيار خوش رويي بود به دقت به حرفهاي من گوش داد و برگه ي امضا را گرفت امضا كرد وبه بقيه هم تاكيد مي كرد كه حتما امضا كنند موقع خداحافظي به من گفت كه دوست دارد يكي از داوطلبين براي جمع آوري امضا باشد چون اطلاعات كمي راجع به قوانين تبعيض آميز داشت از دفترچه هاي كمپين به ايشان دادم و قرار گذاشتم براي روز بعد براي آموزش چهره به چهره كه فكرمي كنم با آن صورت خندانش كار مشكلي نباشد.

 نوشته شده توسط رزا |  
فهرست اصلی
کمپینی ها
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
امکانات

حق چاپ برای وبلاگ کمپین یک میلیون امضا در اراک محفوظ و با ذکر منبع استفاده از مطالب و محتوای وبلاگ بلا مانع است